ترجمه و شرح نهج البلاغه (عزالدین جعفر بن شمس الدین آملی) صفحه 33

صفحه 33

و من کلام له (ع): لابنه محمد بن الحنیفه رضوان الله علیه لما اعطاه الرایه یوم الجمل این کلامی است که حضرت امیرالمومنین (ع) به پسر خود محمد الحنیفه رضوان الله علیه گفته روز جنگ جمل وقتی که حضرت (ع) علم را بدست محمد داد. بدان که این کلام مشتمل است بر بعضی آداب و رسوم قتال و جدال و تعلیم کیفیت محاربه و مقاتله و درین کلام هفت اشارتست یکی نهی و شش امر. تزول الجبال و لا تزل کوه از جای خود زایل گردد و تو از جای خود زایل مشو. این نهی است و غرض تاکید و مبالغه است در ثبات و عدم تزلزل یعنی بالفرض و التقدیر اگر کوه از جای خود بجنبد و به جای دیگر رود باید که تو از جای خود حرکت نکنی یعنی چنانکه جنبیدن کوه و از جای

بجای دیگر رفتن وی ممکن نیست عاده می باید که حرکت و انتقال کردن تو نیز ممکن نباشد زیرا که انتقال و جنبش در جنگ از جای بجای دیگر دلیل اضطرابست خصوصا نسبت به کسی که علم در دست وی باشد و اضطراب دلیل ترس و ضعف است و این مستلزم دلیری و قوت دشمن و ناامیدی و سستی لشکر است. وعض علی ناجذک این امر اول است یعنی دندانهای خود را بهم محکم بگیر و زور کن و بیفشر. گفته اند در این دو حکمت است: اول آنکه آدمی را در

محل حرب خوفی و دهشتی و ترسی غالب می شود و گاه باشد که رعده و لرزه بر اعضای وی مستولی شود این مستلزم شکست لشکر است و چون دندانها را بهم محکم بیفشرد آن لرزه و رعده از وی برود چنانکه این معنی مشاهده می شود در حالت سرما زیرا که چون سرما بر کسی غالب گردد و لرزه در وی پیدا شود بعضی از اعضای وی بلرزد و چون دندانها را بهم بیفشرد (و زور کند آن لرزه از وی برود. حکمت دوم آنکه گفته اند چون دندانها را بهم بیفشرد) در محل جنگ قوت جمع شود و سر و دماغ از آن قوت متصلب و سخت گردد پس اگر ضربی یا قرعی بر سر آن کس واقع آید تاثیر چندان نکند بجهت تصلب سر و دماغ چنانکه حضرت (ع) در جای دیگر فرمود و بعد از این مذکور خواهد شد و بعضی گفته اند که مراد از فشردن دندان به هم توطین نفس است بر حرب و تشدد در محاربه اعر الله جمجمتک این امر دوم است

یعنی سر خود را به حق سبحانه و تعالی به سپر و بر سبیل عاریه و امانت به حضرت وی گذارد زیرا که هر چه سبحانه و تعالی بر سبیل امانت گذارند حق سبحانه و تعالی آنرا به صحت و سلامت نگاه خواهد داشت و باز به صاحبش همچنان رد خواهد کرد بعضی شارحان گفته اند که در این سخت اشارت بود به آنکه حضرت محمد الحنیفه در آن جنگ

کشته نخواهد شد و به صحت و سلامت از آن جنگ بیرون خواهد آمد و این مستلزم ثبات و تمکن و قوت دل وی بود و تدفی الارض قدمک این امر سیوم است یعنی همچو میخ بدوز و محکم گرداندن پای خود را در زمین به طریقی که بهیچ وجه برکنده نشود از جای خود زیرا که این معنی مستلزم قوت دل است و موجب ثبات لشکر است و مظنه شجاعت است و نشانه صبر و تحمل است بر جدال و قتال و از اسباب مغلوبیت دشمن است. ارم ببصرک اقصی القوم این امر چهارم است یعنی چشم خود را به نهایت لشکر انداز و همه قوم را نظر کن تا مطلع شوی بر کیفیت و کمیت لشکر و تمیز دهی میان مقاتل و غیر مقاتل و بدانی که ترا چه کاری می باید کرد و چه نوع اهتمام می باید نمود و بر چه اقدام می باید کرد وغض بصرک این امر پنجم است یعنی چشم خود را باز دار و از نظر کردن به طرف دشمن بعد از آنکه یکباره نگاه کردی و حال ایشان را دانستی زیرا که عدم التفات به طرف ایشان بعد از یک نظر

دلالت کند بر ثبات و فرار نفس و عدم اعتبار دشمن و مد نظر به طرف ایشان مقتضی دیدن بریق شمشیرهاست و این موجب غالب شدن خوف و هیبت است بر نفس و نیز مضر چشم است گفته اند بهترین نظر در حرب آنست که کسی نظری تیزی اندازد به طرف دشمن از ر

وی قهر و غضب بر سییل ترصد فرصت و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه و تعالی این امر ششم است یعنی بدان که نصرت از نزد خدای تعالی است چنانکه حق سبحانه و تعالی می فرماید که (و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم) یعنی نیست نصرت الا از پیش خدای که غالب و حکیم است زیرا که چون کسی در جهاد با اعدای خدا و رسول خدا این ملاحظه کند که نصرت از پیش خداست خواهد دانست که حق سبحانه و تعالی او را نصرت می دهد به دلیل آنکه خدای تعالی می فرماید که (ان تنصروا الله ینصرکم) یعنی اگر نصرت دهید دین خدای را خدای تعالی شما را نصرت دهد پس البته توکل خواهد کرد به خدای تعالی و ثبات خواهد ورزید و الله تعالی اعلم.

خطبه 012-پس از پیروزی بر اصحاب جمل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه