نهج‌البلاغه: خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمتهای حضرت امیرمومنان علی (علیه‌السلام) صفحه 203

صفحه 203

در بیان فضایل خود

من در خردسالی سرکشان عرب را به زمین رساندم، و شاخ قدرت دو قبیله ربیعه و مضر را شکستم. شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله به خاطر خویشی نزدیک و منزلت مخصوص می‌دانید، وقتی کودک بودم مرا در دامن می‌نشاند، در آغوشش می‌فشرد، در فراشش جای می‌داد، تنش را به تنم

235 (1235) از سخنان آن حضرت است عبد اللّه بن عباس در زمانی که عثمان در محاصره بود نامه‌ای از جانب او به محضر امام آورد که امام از مدینه خارج شود و به زمین خود در ینبع برود تا هیاهوی مردم برای پیشنهاد خلافت به حضرت آرام گردد، این دومین بار بود که از آن جناب چنین درخواستی داشت، امام در جواب وی فرمود:

عثمان خواسته‌ای جز این ندارد که مرا به مانند شتر آبکش با دلو قرار دهد، بیایم و بروم، پیش از این فرستاد که از مدینه بیرون روم، دوباره فرستاد که باز گردم، الان هم فرستاده که خارج شوم! به خدا قسم به اندازه‌ای از او دفاع کردم که ترسیدم آلوده به گناه شده باشم.

236 (1236) از سخنان آن حضرت است در این سخن وضع خود را پس از هجرت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و ملحق شدن به آن حضرت بیان می‌کند

خود را در مسیری قرار دادم که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله رفته بود، همه جا گام به یاد او می‌نهادم تا به منطقه عرج رسیدم. [این سخن از یک کلام طولانی گرفته شده.] کلم آن حضرت: «فأطَا ذِکرَه» سخنی است در نهایت اختصار و فصاحت. منظور حضرت این است که من از ابتدای بیرون شدنم از مکه تا رسیدن به منطقه عرج از آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله خبر می‌گرفتم. و از آن معنی با این کنایه شگفت یاد کرده است.]

237 (1237) از خطبه‌های آن حضرت است در تشویق به عمل‌

اکنون که در عرصه‌گاه حیات هستید عمل کنید، تا پرونده‌ها گشوده، و راه توبه باز، و رویگردان از حق به حق دعوت می‌شود، و عاصی را امید می‌دهند، پیش از آنکه چراغ عمل خاموش گردد، و مهلت از دست برود، و مدّت عمر سر آید، و راه توبه بسته شود، و فرشتگان (نامه‌ها را بسته) به آسمان روند. انسان باید از همه قدرت خود برای خود، و از حیات برای مرگ، و از امور فانی برای حیات باقی، و از آنچه از دست می‌رود برای جای ابدی توشه برگیرد.چنین کس شخصی است که از خدا ترسید در صورتی که تا رسیدن اجل فرصتش داده‌اند، و تا انجام عمل مهلت در اختیارش گذاشته‌اند. او مردی است که نفس را دهنه بند زده، و مهارش را در اختیار خود دارد، نفس را با آن دهنه بند از آنچه خدا نهی فرموده باز داشته، و به مهار آن خود را به سوی بندگی حق می‌برد.

238 (1238)- از خطبه‌های آن حضرت است در باره حکمین و سرزنش اهل شام‌

شامیان سنگدل و اوباش‌اند، و بردگانی فرومایه، که از هر طرف جمع شده، و از دسته‌های گوناگون اختیار شده‌اند، از آنانی هستند که شایسته است دین و ادب را آموزششان دهند، و یادشان داده و تربیتشان کنند، و بر آنان قیّم گذاشته و دستشان را بگیرند. نه از مهاجرینند نه از انصار، و نه از آنان که خانه و زندگی برای اهل هجرت آماده کردند و به اختیار خود ایمان پذیرفتند.بدانید که شامیان برای خود در حکمیت، نزدیک‌ترین فرد را به آنچه دوست داشتند انتخاب کردند، و شما نزدیک‌ترین کس را به آنچه راضی نبودید برگزیدید. سر و کار شما با عبد اللّه بن قیس (ابو موسی اشعری) است که دیروز می‌گفت: کارزار فتنه است، چلّه‌های کمان را قطع کنید، و شمشیرها را در نیام برید.» اگر در این گفتار راستگوست پس خطا کرد که به اختیار خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه