نهج‌البلاغه: خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمتهای حضرت امیرمومنان علی (علیه‌السلام) صفحه 45

صفحه 45

-1047

47 (1047) از سخنان آن حضرت است در باره کوفه‌

ای کوفه، گویا تو را می‌نگرم که همانند چرم عکاظی زیر پای حوادث کشیده می‌شوی، پایمال پیشامدها می‌گردی، و اضطرابها بر تو سوار می‌شود. می‌دانم هیچ ستمکاری بر تو بدی نخواست مگر اینکه خداوند او را به برنامه مشغول کننده‌ای مبتلا ساخت، یا هدف تیر کشنده‌ای نمود

. (1048)

48 (1048) از خطبه‌های آن حضرت است زمان رفتن به سوی شام‌

حمد خدای را هر بار که شب درآید و تاریک شود. و حمد خدای را هرگاه ستاره درخشد و غروب کند. و سپاس خدای را که نعمتش پایان نگیرد، و احسانش را هیچ جزا و پاداشی برابر نگردد.

امّا بعد، مقدّمه سپاه خود را فرستادم، و به آنان امر کردم که در حواشی فرات بمانند تا دستورم به آنها برسد. رأیم این است که از فرات بگذرم و به دسته‌ای اندک از شما که در کنار دجله‌اند برسم، و آنان را بسیج کرده همراه شما به جنگ با دشمنانتان ببرم، و آنها را یار شما قرار دهم.

[می‌گویم: «ملطاط» جهت حرکتی است که به لشگر خود دستور داد آن جهت را بگیرند، که کنار فرات بود. و ملطاط به ساحل دریا هم گفته می‌شود، و اصل معنای این لغت زمین هموار است.

و منظور حضرت از نطفه آب فرات است، و این از عبارات غریب و اعجاب انگیز است.

] (1049)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه