ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام) صفحه 109

صفحه 109

و در صدد خونخواهی پدر برآمده خواست با جذیمه کارزار نماید خواهرش زبیبه او را منع کرد، پس زباء بفکر افتاد که با مکر و حیله انتقام پدر را بگیرد، نامه ای بجذیمه نوشت که من زنم و زنان را پادشاهی نشاید و از شوهر ناگزیرند، و من غیر از تو کسی را برای همسری نمی پسندم و اگر بیم سرزنش مردم نبود خودم بسوی تو می آمدم، پس اگر قدم رنجه فرمائی مملکت مرا از آن خود خواهی یافت، چون نامه به جذیمه رسید با بزرگان اصحابش مشورت کرد همه او را به این سفر تشویق نمودند مگر قصیر ابن سعید که فرزند کنیز او و مردی بسیار باهوش و تدبیر بود که هیچگاه جانب احتیاط را فرو نمی گذاشت، از روی فراست حدس زد که باید حیله ای در این دعوت باشد، لذا با رای اصحاب جذیمه مخالفت کرد و او را از این سفر منع نمود، لیکن جذیمه به گفتار او اعتنائی نکرده با هزار سوار حرکت کرد، چون نزدیک جزیره رسید لشگر زباء او را استقبال نمودند ولی احترام زیادی ندید، قصیر اشاره کرد که برگرد و به نزد زباء نرو که من در این کار مکر و حیله می بینم، جذیمه باز اعتنائی به گفته او نکرده چون وارد جزیره گشت، او را کشتند، آنگاه قصیر گفت: لو کان یطاع لقصیر امر و این سخن در میان عرب ضرب المثل شد، خلاصه مقصود حضرت آن است که ای کاش رای و اندیشه مرا در قبول نکردن حکمیت عمرو ابن عاص و ابوموسی پیروی می کردید تا اکنون پشیمان نمی شدید، و من آنچه را که به شما باید بگویم گفتم( پس مرا پیروی نکرده و امتناع نمودید، مانند مخالفین جفاکار و پیمان شکن نافرمان تا اینکه )بر اثر اصرار شما بر مخالفت و نافرمانی( نصیحت کننده در پند دادن مردد گشت، و آتش زنه از آتش دادن بخل ورزیده )با اینکه نصیحت کننده با تجربه هرگز مردد نمی شود و از پند دادن خودداری نمی کند، اتفاق رای و اجتماع شما بر مخالفت و نافرمانی او را مانند کسی نموده که در گفتارش مردد باشد و از پند دادن خودداری نماید، و این جمله و ضن الزند بقدحه مثلی است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه