ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام) صفحه 481

صفحه 481

همراه داری به من بده تا سوار شده نزد بنوجدیله رفته شترهای تو را برگردانم، امرءالقیس پیشنهاد او را پذیرفته شترهای مانده را به او داد، و خالد با چند تن از یاران خود بر آنها سوار گشته در پی بنی جدیله شتافت، چون به ایشان رسید گفت: امرءالقیس میهمان من است شترهای او را بازگردانید، گفتند او میهمان و پناه آورده به تو نیست، گفت سوگند به خدا که او میهمان من است و شترهائی هم که ما بر آنها سواریم از آن او است، پس بنوجدیله بر آنها حمله نموده همگان را به زیر افکنده آن شترها را نیز به یغما بردند، و گفته اند که خالد با بنوجدیله ساخته از روی حیله و مکر شترها را به ایشان تسلیم نمود، چون امرءالقیس از این غارتگری دوم آگاه شد در این باب قصیده ای ساخت که اول آن این بیت بود که نقل شد، و معنی آن اینست:( رها کن و واگذار قصه غارتگری را که در اطراف آن فریاد برآورده شد، )و بیاور و یاد کن قصه شگفت آور را که آن یغما بردن شترهای سواری است، خلاصه منظور امام علیه السلام از تمثیل به این شعر آن است که رها کن قصه سه خلیفه را که اهل سقیفه در اطراف آن هویدا و جنجال نموده آن همه سخنان گفت و شنود کردند( و بیا بشنو مطلب بزرگ )و شگفت آور( را در پسر

ابی سفیان (معاویه و زد و خورد با او را) که به تحقیق روزگار بعد از گریانیدن مرا به خنده آورد (از بسیاری شگفتی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه