ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام) صفحه 520

صفحه 520

ای مردم، سزاوارتر شخص به امر خلافت تواناترین مردم است بر آن (از جهت سیاست مدنیه و تدبیر جنگ و زد و خورد با دشمن و نظم دادن امور رعیت) و داناترین آنان است در آن به امر (و احکام) خداوند، پس اگر (در این باب) فتنه انگیزی به تباهکاری پردازد (در اول باید) از او بازگشت به حق و آنچه سزاوار است خواسته شود، و اگر امتناع نمود کشته میگردد (باید او را کشت، پس به همین دلیل میگوئیم: خلفاء به ناحق بخلافت رسیده اند، زیرا غیر شخص توانای در سیاست مدنیه و امور رعیت و دانای به جمیع احکام دین لیاقت این مقام را ندارد، و کسی نمیگوید که ایشان دارای این دو صفت بوده اند) و (چون معاویه دلیل مخالفت خود ما امیرالمومنین علیه السلام، را به اهل شام میگفت: من در امر خلافت آن حضرت حاضر نبوده بیعت نکرده ام، و طلحه و زبیر برای عذر نقض بیعت میگفتند: ما از بیعت پشیمان گشته به اشتباه خود پی بردیم، امام علیه السلام از روی مماشات به بطلان و نادرستی گفتارشان اشاره نموده میفرماید): به جان خودم سوگند اگر امامت تا همه مردم حاضر نباشند منعقد نگردد هرگز صورت نخواهد گرفت (زیرا هنگام تعیین امام حضور همه مردم در یکجا ممکن نیست) ولی کسانیکه اهل آ

ن هستند (بزرگان اصحاب و آشنایان به راه خیر و شر چون با کسی بیعت نمودند) بر آنان که هنگام تعیین امامت حاضر نیستند حکم میکنند (آنها را وادار مینمایند که کار انجام شده را بپذیرند) پس در این صورت آنکه حاضر بوده نباید برگردد (نقض بیعت نماید) و آنکه غائب بوده نباید (دیگری را) اختیار کند (و چون مخالفین از آنچه عقل بر صحت و درستی آن حکم میکند پیروی نمینمایند، و رویه ای را که درباره خلفاء پیش از این عملی شد نمیپذیرید و منظور از این بهانه جوئیها آن است که به ناحق خلافت را بدست آرند) آگاه باشید من با دو کس میجنگم: یکی آنکه ادعا کند آنچه را که برای او نیست (مانند معاویه که خلافت را بدون داشتن لیاقت ادعا مینمود) و یکی آنکه رو گرداند از چیزی که به عهده گرفته (چون طلحه و زبیر که بیعتی را که وفای به آن لازم بود شکستند).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه