ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام) صفحه 560

صفحه 560

گواهی او را به جای گواهی دو مرد قبول فرمود هنگامیکه آن حضرت اسبی از اعرابی خریداری نموده بود و اعرابی انکار مینموده، حضرت فرمود: ای خزیمه آیا گواهی میدهی، گفت نه یا رسول الله، ولیکن دانستم که اسب را خریداری نموده ای، آیا تو را به آنچه از جانب خدا آورده ای تصدیق مینمایم و بر این معامله با اعرابی تصدیق نمیکنم، پس آن بزرگوار فرمود: گواهی تو چون گواهی دو مرد میباشد( و کجایند همانندان ایشان )ابن بدیل و هاشم ابن عتبه و غیر آنها( از برادران )همکیشان( آنان که )همگی در جنگ صفین کشته شدند، و( با هم بر مرگ )کشته شدن در راه حق( پیمان بستند، و سرهاشان )بعد از کشته شدن( به سوی معصیتکاران )معاویه و پیروانش( فرستاده شد. نوف گفت: پس از این کلام امام علیه السلام با دست خود به ریش مبارک زده گریه بسیار کرد و فرمود: دردا و دریغا بر برادران )همکیشان( من که قرآن را قرائت نموده آن را استوار دانستند )محترم شمردند( و در آنچه واجب بود اندیشه نموده آن را برپا داشتند )طبق آن عمل کردند( و سنت را زنده کرده بدعت را از بین بردند، به جهاد که خوانده شدند )آن را( پذیرفتند، و به پیشوا اعتماد داشته از او پیروی نمودند. پس از آن به آواز بلند فریاد

نمود: ای بندگان خدا جهاد جهاد، آگاه باشید من در همین روز لشگر می آرایم هر که اراده رفتن به سوی خدا دارد باید برود. نوف گفت: پس از آن حسین علیه السلام را برده هزار لشگر و قیس ابن سعد را برده هزار و ابوایوب انصاری را برده هزار و غیر ایشان را بر شماره های دیگر امیر قرار داد، و اراده بازگشت به صفین داشت (که با اهل شام بجنگند) پس هنوز آدینه نیامده بود که ملعون ابن ملجم، خدا او را لعنت کند، بر آن بزرگوار ضربت وارد آورد، پس لشگرها برگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را گم کرده باشند و از هر طرف گرگان آنها را بربایند (گفته اند: این خطبه آخرین خطبه ای است که امیرالمومنین علیه السلام ایستاده بیان فرموده).

خطبه 182-آفریدگار توانا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه