یک سبد آسمان: نگاهی نو به چهل آیه قرآن صفحه 38

صفحه 38

ــ آری، می‌خواهم اجازه بدهی که از این شهر بروم، اینجا دیگر جای ماندن من نیست.

ــ برای چه؟

ــ راستش را بخواهید از وقتی که فرماندار به من محبّت نموده است احساس کرده‌ام که او را دوست دارم. من باید از کسی که ظلم و ستم می‌کند بیزار باشم. دیگر این شهر جای من نیست.

پدر به تو نگاه می‌کند، در تو آینده‌ای درخشان می‌بیند، می‌فهمد که تو ادامه‌دهنده راه کسانی هستی که استقلال حوزه‌های علمیّه شیعه، آرمان آنها بود.

او به تو آفرین می‌گوید و مقدّمات هجرت تو را فراهم می‌کند.

تو رنج سفر را تحمّل می‌کنی تا آزاد باشی و آزادمرد! تو نمی‌توانی درس بخوانی تا پیرو حکومت بشوی و به پول و ریاست برسی و ظلم را توجیه کنی!33

واین چنین است که تو علامه بحرالعلوم می‌شوی و مایه افتخار تشیّع!

نام تو سرمشق همه علمای آزاد اندیش شیعه می‌شود. آنهایی که به هیچ حکومتی وابسته نشدند. این تفاوت علمای شیعه با علمای سُنّی بود. علمای سُنّی وامدار حکومت زمان خود بودند، از آنها حقوق می‌گرفتند و ظلم آنها را توجیه می‌کردند؛ امّا علمای راستین شیعه در مقابل حکومت‌ها می‌ایستادند. خونشان بر زمین می‌ریخت؛ امّا هرگز دست از آرمان استقلال‌خواهی خود برنمی‌داشتند.

قرآن می‌گوید:

(وَ لاَ تَرْکَنُواْ إِلَی الَّذِینَ ظَـلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه