- مقدمه 1
- راه بیپایان تو را میخواند 2
- مرا سوار قطار خودت کن! 5
- سفر بیپایانم آرزوست 7
- فقط به سوی خانه تو میآیم 10
- هر که در این بزم مقربتر است 14
- بتهای درون را باید شکست 16
- روزیِ من از ناکجاآباد میآید 20
- به دنبال پناهگاهی باش! 24
- چرا خودت را ارزان فروختی؟ 27
- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را 30
- من فقط به خاطر خدا نوشتم 33
- پدر! من از این شهر باید بروم 36
- صدای گریه نوزاد من است 39
- من شیفته رفتار تو شدم 43
- دلم به دنبال نخ تسبیح است! 45
- درد را مثل عسل میبینم 49
- وقتی از پست و مقام فراری شدم 51
- مجلسی که بالا وپایین ندارد 55
- وقتی آفتاب به خانهاش راهم نداد 59
- به دنبال راهی برای بازگشت 62
- وقتی هفت طناب من پاره شد 66
- باغ انگور در دستم امانت است 70
- بابا چرا مرا به دکتر بردی؟ 73
- چرا زن و بچه خودت را رها کردهای؟ 77
- سفری با دو مأموریّت 80
- چرا دست خودت را میبوسی؟ 82
- پسرم! دلم برایت تنگ میشود 84
- شکر نعمت، نعمتت افزون کند 86
- من به دنبال نتیجه هستم! 89
- من اسیر سرخی طلا شدم 92
- برای مهمان غذا میپزم 96
- زود چراغها را خاموش کن! 98
- به دنبال هیزم بگردید! 101
- ساربانی که از ما پذیرایی کرد 105
- طلاهای سرخ دل مرا نمیرباید 107
- پیراهن پسرم مرا شفا میدهد 110
- تو باید چند کفن پوسانده باشی! 114
- در تجارتی که من ضرر کردم 115
- زنجیر بر پای خود بستهام 118
- اسیر بازیچهای بزرگ شدهام 121
- منابع تحقیق 124
- نویسنده، کتب، ناشر 132
- اشاره 132
- سامانه پیامکوتاه 30004569 132
- کتب فارسی 133
- کتب نویسنده 133
- رمان مذهبی 134
- آموزههای دینی 136
- کتب عربی 138
- نشر وثوق 140
- تلفکس: 700 35 77-0253 140
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 140
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 141
- همراه: 39 58 252 0912 141
تدبّری در آیه :
در زبان عربی برای مفهوم «خشم» دو واژه وجود دارد: «غضب» و «غیظ»، و میان این دو واژه تفاوت دقیقی وجود دارد:
فرض کن که در صف نانوایی ایستادهای تا نوبت تو برسد و نان بخری. یک نفر از راه میرسد و بدون اینکه به صف توجّه کند جلو میرود تا نان بگیرد.
تو رو به او میکنی و میگویی: چرا صف را مراعات نمیکنی؟ او در جواب شما بیادبی میکند و میگوید: دلم میخواست توی صف نایستم، شما چه کاره هستید؟ شما از این حرف او عصبانی میشوید؛ امّا خشم خود را کنترل میکنید. در زبان عربی به این خشم، غضب میگویند.
امّا یک وقت آن شخص به شما دشنام زشتی میدهد، آیا آن سخنی را که آن مسیحی به امام باقر(ع) گفت به یاد داری؟
اینجا هم تو عصبانی میشوی؛ امّا خیلی بیشتر! صورتت برافروخته میشود. رگ گردنت پرخون میشود. در زبان عربی به این خشم شدید، غیظ میگویند.42
قرآن به ما میگوید آیا میخواهید خودتان را آزمایش کنید؟ ببینید آیا میتوانید خشم شدید (غیظ) خود را فرو برید؟ کنترل خشم معمولی (غضب) کار مهمّی نیست. مهم این است که هنر مردان خدا را داشته باشی و در هنگام غیظ بتوانی خودت را کنترل کنی. آن وقت است که معلوم میشود انسان خود ساختهای هستی.
دلم به دنبال نخ تسبیح است!
تو دیگر از این زندگی خسته شدهای. تا به کی میخواهی در این مدرسه بمانی و درس بخوانی و شبها با گرسنگی در سرما بخوابی؟
امشب خواب به چشمت نمیآید. میخواهی تصمیم خود را بگیری. شب از نیمه گذشته است.