انساني خود را از جبر نابود كننده بگيرد و آن را در مسير رشد و كمال آزاد بسازد كه با تكاپوي انقطاع ناپذير راه هدف اعلاي زندگي خود را طي كند. و در آنجملات از نهجالبلاغه كه پستيها و ناهنجاريهاي دنيا بميان آمده است، در حقيقت مقصود پستيها و ناهنجاريهاي ارتباط مردم با دنيا است كه آن را جايگاه وصول به هدف مطلق زندگي تلقي ميكنند و آن را مورد پرستش قرار ميدهند و خود را در زر و زيور و مزاياي نسبي دنيا چنان غوطه ور ميسازند كه گوئي اين دنيا مقدمهي يك حيات جاوداني نيست.
رابطه اميرالمومنين با انسانها
مطالبي است كه رابطهي اميرالمومنين (ع) را با انسانها بيان مينمايد. نخست لازم است كه انسان را بطور طبيعي از ديدگاه اميرالمومنين (ع) مورد بررسي قرار بدهيم. چند تقسيم مهم دربارهي انسان در نهجالبلاغه ديده ميشود:
تقسيم يكم در يكي از خطبهها انسان را چنين تقسيم بندي فرموده است: «مردم بر چهار قسمند:»
قسم يكم كساني هستند كه هيچ علتي براي كنار رفتن و دوري گزيدن از افساد در روي زمين ندارند، مگر حقارت و ناتواني و كندي شمشير براي ورود در ميدان تنازع در بقاء و نداشتن امكانات مالي.
قسم دوم: كساني هستند كه شمشير كشيده و پليدي و شر درونيش را اشكار ساخته و سواره و پيادهي خود را بسيج نموده. خود را آمادهي كارزار براي بدست آوردن سلطهگري نموده و دين خود را نابود ساخته است، براي چه؟ براي اينكه مال و منالي از دنيا بربايد، اسبهائي (براي ابزار حشمت و جلال) بدنبال خو بكشد، و در راه اعتلاء براي مردم در گفتار منبري را زير پا گذارد و عربده بكشد. چه كالاي بديست چنين دنيائي كه به قيمت جانت خريداري ميكني و بعنوان عوض از آن نعمت والائي كه خداوند بر تو آماده كرده است دست برميداري!
قسم سوم از مردم كساني هستند كه عمل آخرت و معنوي را وسيلهي رسيدن به منافع دنيوي قرار داده و عمل دنيوي را وسيله وصول به آخرت تلقي نميكنند. شخص خود را متواضع نشان ميدهد و قدمهايش را كوتاه بر ميدارد و قيافهي خود را جدي نمايش ميدهد و نفس خو را براي نشان دادن اينكه اهل وفا و امانت است، ميارايد. اين مردم پرده پوشي خداوندي را وسيلهي معصيت قرار دادهاند.
قسم چهارم كساني هستند كه ضعف و ناتواني شخصيتشان و نداشتن وسيله باعث بر كنار شدن آنان از سلطه جوئي گشته و اين ناتواني و محروميت از اسباب و وسائل در همان حالت ناچيزي كه دارند. ميخكوبشان نموده است. اينان ظاهر خود ر با زيور قناعت آراسته و لباس پارسايان بر تن نمودهاند، در صورتيكه در هيچ يك از صبحگاه و شامگاه زندگيشان اثري از آنچه