- مقدمه 1
- حقوق و رمز پیدایش آن 1
- گسترش دامنه حقوق 1
- اقسام حقوق در نهج البلاغه 2
- اشاره 2
- حقوق متقابل 2
- اشاره 2
- حقوق برادران دینی و دوستان 4
- حقوق پدر و فرزند بر یکدیگر 4
- حقوق متقابل زمامدار و ملت 7
- حق همسایه 7
- آزادی شخصی 10
- اشاره 10
- اشاره 10
- نهج البلاغه و حقوق بشر 10
- حق آزادی 10
- آزادی فکری 11
- آزادی سیاسی 12
- آزادی مدنی 15
- اشاره 15
- آزادی در مسکن 15
- آزادی کار و.. 16
- حق برابری 19
- حق آزادی مذهبی 19
- حق آزادی در داشتن مال 19
- حق مبارزه با ستم و ستمکار 21
- حق حیات و امنیت شخصی 21
- حق آموزش و پرورش 22
- حق بهره مندی از یک زندگی انسانی 23
- حق رجوع به محاکم صالحه 24
- پاورقی 24
است … » [47].
امام علیه السلام در راه برقراری مساوات، هیچگاه به صدور فرمان، اکتفا نمی کرد بلکه چنان که از دوران چند ساله ی حکومتش آشکار می گردد حتی دخترش را که از گردن بند بیت المال استفاده کرده بود، مورد باز خواست قرار می دهد، دوستش «نجاشی» را تازیانه می زند، و با مردی نصرانی به محکمه قضا می رود و همانند یک فرد عادی علیه او و بنفع نصرانی قضاوت می شود … [48].
حق حیات و امنیت شخصی
ماده سوم اعلامیه.
امام علیه السلام جامعه ای می خواهد که در آن جان و مال و عرض و آبروی همه ی افراد محفوظ بوده هر کسی در کمال آرامش و امنیت به انجام وظائف فردی و اجتماعی مشغول باشد، از این رو در فرمان تاریخیش که برای مالک اشتر صادر فرموده رابطه ی میان زمامدار و ملت را رابطه ی پدر فرزندی بشمار آورده که طبعا افراد جامعه نیز با هم برادر وار زندگی خواهند کرد و بدیهی است که برادر نسبت به
برادر بهترین روابط انسانی را خواهد داشت، به جان و مال و عرض و حیثیتش تجاوز نخواهد کرد: «ثم تفقد من امورهم ما تیفقد الوالدان من لودهما» [49].
- «امور مردم را همانند پدر و مادری که وضع فرزندانشان را رسیدگی می کنند رسیدگی نما.»
و در مورد احترام به خون و حق حیات مردم نیز در همان فرمان تاریخی چنین تصریح می کند. «بترس از این که خون بی گناهی را بریزی زیرا که ریختن خون ناحق موحب کیفر الهی و زوال نعمت و کوتاهی عمر و سقوط حکومت می شود، و نخستین چیزی را که خداوند سبحان روز قیامت میان بندگانش حکم می فرماید، خونهای ناحقی است که ریخته اند، بنابر این برقراری حکومت را از ریختن خون بیگناهان مخواه زیرا چنین کاری نه تنها پایه های حکومت را سست می کند بلکه آن را از بین می برد و به دیگران انتقال می دهد، و بدان که ترا نزد خدا و نزد من برای چنین کاری عذری نخواهد بود و چنین عملی قصاص بدنبال خواهد داشت … » [50].
آری امام علیه السلام نیز همانند رسول خدا معتقد است: مومن کسی است که دیگران از او بر مال و جانشان ایمن باشد و از دست و زبانش در امان. [51].
حق مبارزه با ستم و ستمکار
ماده 12/8/7.
در مکتب امام علیه السلام، ظلم و ستم همانند میکرب خانمان براندازی است که همه افراد جامعه در نابودی آن مسئولیت دارند، در درجه ی اول شخص حاکم اسلامی و در مرحله ی بعد، همه ی