عزت و ذلت از دیدگاه نهج‌البلاغه صفحه 14

صفحه 14

خدا شما را بكشد كه دل مجروحم را از چرك و خون مالا مال كرديد و سينه‌ام را از خشم و غيظ آكنده ساختيد. در هر نفسي جرعه‌اي از هم و غم بمن نوشانديد و با عصيان و سرپيچي از فرمانم و راي مرا فاسد و تباه نموديد تا جائيكه قريش درباره‌ام گفتند پسر ابوطالب مرد شجاعي است ولي از فنون جنگ آگاهي ندارد.

سپس فرمود آيا هيچيك از آنان بيش از من در كار سربازي مهارت داشته و زودتر از من به ميدان كارزار قدم گذارده است؟ هنوز بيست سالم نشده بود كه براي پيكار با دشمنان قيام كردم و هم اكنون سنم از شصت سال گذشتهاست و فرمانم اجراء نمي‌شود و سپاهيان از دستورم اطاعت نمي‌كنند و فرماندهي اين چنين چه راي و تدبيري مي‌تواند داشته باشد (ولكن لا راي لمن لا يطاع)

گاهي در منبر از مومنين راستين و مجاهدين واقعي ياد مي‌كرد و از آنان كه مرگ در راه خدا را با آغوش باز استقبال مي‌نمودند و در كشته شدن از هم سبقت مي‌گرفتند نام مي‌برد و مراتب تاسف و تاثر خويش را از فقدان آنان ابراز مي‌داشتند.

«اين اخواني الدين ركبوا لاطريق و مضوا علي الحق اين عمار؟ اين ابن التيهان؟ و اين ذو الشهادتين و اين نظر اوهم من اخوانهم الذين تعاقد و اعلي الفينه و ابرد بروسهم الي الفجره» نهج‌البلاغه خطبه 181.

«كجا هستند برادرانم آنان كه براه مي‌افتادند و مسير حق مي‌پيمودند؟ كجا است عمار و ياسر؟ كجا است ابو الهيثم مالك بن تيهان؟ كجا است خزيمه بن ثابت انصاري؟ كجا هستند همانندهاي آنان از برادرانشان از آنان كه پيمان مرگ بستند و پس از كشته شدن سرهاي مقدسشان با پي دشمن براي گناهكاران جبار فرستاده مي‌شد؟»

(نوف بكالي) راوي خطبه مي‌گويد: در اين موقع علي عليه‌السلام از شدت تاثر دست خود را با ضرب به محاسن خويش زد و مدتي گريست.

ثم قال: «اوه علي اخواني الذين تلوا القرآن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه