- مسئله عزت و ذلت در آيين مقدس اسلام 1
- عزت نفس آسيب ناپذير علي در نهجالبلاغه 2
- علي و اقبال و ادبار مردم 2
- علي و مقام 2
- علي و مال 2
- عزت انسان در نهجالبلاغه 3
- علي و تملق گويان 3
- عزت مطلق مختص ذات اقدس الهي 3
- علي و عرصه پيكار 3
- انقلاب 6
- علل تغيير عزت و ذلت در جامعه 6
- جهاد 10
- رابطه حكومت و مردم 16
- پاورقي 18
كنند و از دستور آنان اطاعت نمايند.
موقعي كه مرم حق والي را اداء كنند و والي نيز حق مردم را اداء نمايند حق در بين جامعه عزيز و گرامي خواهد شد مقررات و قوانين دين اجراء ميشود. توزان در نشانههاي عدل پديدار ميگردد، و سنن الهي در مسير حق بجريان ميافتد. در چنين شرائطي روزگار مردم بخوبي طي ميشود، زمينه اميدواري به بقاء دولت فراهم ميآيد، و طمع دشمنان نسبت بكشور قطع ميگردد، بر عكس اگر مردم بر دولت چيره شوند يا والي بمردم ستم نمايد در اين موقع مملكت دچار پراكندگي و اختلاف كلمه ميشود، نشانههاي جور و بيداد، آشكار ميگردد عوامل تباهي و فساد دين افزايش مييابد، راه سنن الهي متروك ميماند، پيروي از هواي نفس معمول ميشود، احكام به تعطيل و توقف ميگرايد. بيماريهاي روحي افزوده ميگرد، و كار بجائي ميرسد كه وقفه و تعطيل هيچ حقي بزرگي در جامعه نگراني ببار نميآورد و عمل هيچ باطل بزرگي مردم را متوحش نميكند. در اين موقع است كه نيكوكاران ذليل و خوار ميگردند و اشرار و بد كاران عزيز و گرامي ميشوند.»
براي آن كه انقلاب اسلامي ايران بثمر نهائي برسد و جامعه از فوائد مادي و معنوي آن برخوردار گردد بايد مردم ايران و دولت جديد، كنه مثبت اين خطبه را مورد كمال توجه قرار دهند و تعاليم حيات بخش آن را بموقع اجراء بگذارند. بايد دولت حقوق مردم را بدرستي رعايت كنند و دربارهي آنان تعدي و اجحاف روا ندارد. بايد مردم نيز در اداء حقوق دولت كوشا باشند و از اوامر حكومت تخلف و سرپيچي ننمايند. در اين صورت است كه حق در نظر مردم عزيز و محترم ميشود، مقررات اسلامي اجراء ميگردد، جامعه بعدل و داد ميگرايد، ملت به رفاه واقعيت نائل ميشود، بيگانگان از استعمار كشور قطع اميد مينمايند، و حكومت مستقل و آزاد جمهوري اسلامي بمعني
واقعيش تحقق مييابد.
بر عكس اگر كنه منفي خطبه علي عليهالسلام جامهي عمل بپوشد، دولت حقوق مردم را رعايت ننمايد و به آنان ستم كند مردم نيز حق دولت را اداء نمايند و از اطاعتش سرباز زنند در چني موقعي علائم جور و بيدادگري آشكار ميگردد، مقررات دين عملا متروك ميشود. مردم بهوا پرستي ميگرايند، پاكان و نيكان ذليل و منزي ميشوند بد كاران و نا پاكان بعزت و قدرت ميرسند، خون شهيدان انقلاب پايمال ميگردد و از جمهوري اسلامي جز نام بي نشان باقي نميماند. نعوذ بالله من شرور انفسنا و سيئات اعمالنا.
خلاصه سومين عامل كه در شرائط متفاوت مايه عزت و ذلت است و در سخنان علي عليهالسلام آمده است چگونگي روابط ملت با حكومت و حكومت با ملت است. روابط صالح ميتواند مردم و هيئت حاكم را به اوج عزت و عظمت برساند و از آزادي و رفاه زندگي برخوردارشان سازد و روابط ناصالح و ظالمانه ميتواند آنان را به حضيض ذلت و بدبختي سوق دهد و موجبات سيه روزي و محروميتشان را فراهم آورد.
پاورقي
[1] اين مقاله مربوط به اواسط سال 1359 ميباشد.