عزت و ذلت از دیدگاه نهج‌البلاغه صفحه 2

صفحه 2

علي عليه‌السلام ضمن نامه‌اي كه بحارث همداني نوشته خاطر نشان ساخته است كه عملي انجام بده كه عزت و آبرويت هدف تيرهاي ملامت اين و آن قرار نگيرد.

راغب در كتاب مفردات مي‌گويد: «الغزه حاله مانعه للانسان من ان يغلب»

عزت يك حالت روحي و ترفع رواني است كه نمي‌گذارد آدمي مشهور و مغلوب دگري شود و در مقابل كسي يا چيزي دچار شكست و خواري گردد.

بسياري از مردم با آنكه عزيز النفسند و در خوش آمدها و بد آمدهاي زندگي كمتر به ذلت و زبوني مي‌گرايند با اينحال نقطه‌هاي ضعفي دارند كه مي‌توان از آن نقاط در آنها نفوذ نموده و قدرت مقاومتشان را در هم شكست. بعضي مشهور مالند و بعضي مشهور مقام. گروهي در مقابل تملق مغلوب مي‌شوند و برخي در مقابل اقبال ي ادبار مردم. جمعي نقطه‌هاي ضعف دگري دارند و از عوامل ديگري شكست مي‌خورند.

ولي اولياء راستين خداوند كه عز معنوي آنان وابسته و متكي بعز الهي است از نقاط ضعف ورحي مبري و منزهند، هرگز در جزر و مد حوادث دچار شكست شخصيت نمي‌شوند و هيچگاه بزرگواري و عز روحاني خويشتن را از دست نمي‌دهند.

عزت نفس آسيب ناپذير علي در نهج‌البلاغه‌

اشاره

در اينجا بچند مورد از مواردي كه در نهج‌البلاغه آمده و روشنگر اراده آهنين و عزت نفس آسيب ناپذير علي عليه‌السلام است اشاره مي‌شود.

علي و مال‌

به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نامه‌اي نوشته و در خلال آن فرموده است: «فو الله ما كثرت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها و فرا … و لهي في عيني اوهي و اهون من عفصه مقره» نهج‌البلاغه نامه 45.

قسم بخدا كه از دنياي شما طلا و نقره نيندوختم و از غنائم آ مالي ذخيره نكردم … در نظرم دنيائي كه در دست شما است از بلوط تلخ پست‌تر و خوارتر است.

علي و مقام‌

قال عبدالله بن عباس «دخلت علي اميرالمومنين عليه‌السلام بذي قار و هو يخصف نعله فقال لي: ما قيمه هذا لنعل؟ فقلت: لا قيمه لها فقال عليه‌السلام و الله لهي احب الي من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا» نهج‌البلاغه خطبه 33.

موقعي كه علي عليه‌السلام با سپاهيان خود بطرف بصره مي‌رفت عبدالله بن عباس در ذي قار حضورش شرفياب شد ديد آنحضرت كفش پاي خود را مي‌دوزد فرمود عبدالله قيمت اين نعل چقدر است؟ پاسخ داد قيمتي ندارد.

فرمود بخدا قسم اين كفش بي ارزش نزد من محبوب‌تر از رياست و فرمانروائي بر شما است مگر آنكه بتوانم در پرتو اين مقام اقامه حقي كنم يا باطل و يا دفع نمايم ظلمي را.

علي و اقبال و ادبار مردم‌

عقيل بن ابيطالب نامه‌اي به برادرش نوشت و از راي آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه