عزت و ذلت از دیدگاه نهج‌البلاغه صفحه 8

صفحه 8

جاهلانه را از بين مردم برانداخت و كساني كه در عصر جاهليت قرين و عديل يكديگر بودند از هم جدا كرد. خداوند بوسيله پيامبر گرامي، ذلت و خواري را به عزت برگرداند و هم بوسيله او عزت را به ذلت تبديل كرد.

در عصر جاهليت بتها مورد كمال تكريم و احترام بودند و بت پرستان نيز عزيز و گرامي. در عصر جاهليت دختر زنده بگور كردن باعث سربلندي و افتخار بود و دختر را زنده نگاهداشتن مايه ننگ و ذلت. در عصر اسلام زنده بگور كردن دختران عمل جنائي و مايه شرمساري و سر افكندگي شناخته شد و زنده نگه داشتن آنان از وظائف انساني و اسلامي تلقي گرديد. در عصر جاهليت گردنكشي و زور گوئي نشانه قدرت و بزرگي بود و قدرتمندان خو سر و مستبد مورد عزت و احترام بودند در عصر اسلام رعايت عدل و قانون معيار بزرگي و عزت شد و گردنكشي و جبارت موجب خواري و حقارت. در انقلاب اسلامي جباران ستمگر بذلت و پستي افتادند و از اوج بزرگي و قدرت بحضيض عجز سقوط كردند و مستضعفان ذليل و مردم به اوج بزرگي و عزت رسيدند و وارث حكومت مستكبران شدند.

در صدر اسلام آل اميه در برابر آل هاشم صف آرائي كردند و براي آنكه از پيشرفت رسول گرامي و گسترش اسلام جلوگيري نمايند به توطئه‌هاي خائنانه دست زدند و از تمام وسائل استفاده نمودند و اما نقشه‌هاي آنان نقش بر آب شد. سرانجام دين خدا پيروز گرديد، پيشواي اسلام و مسلمانان غلبه كردند، آل اميه با همه غرور و تكبرشان مغلوب شدند، انقلاب اسلامي، قوانين الهي، عزت كاذب و ظالمانه آنان را نابود ساخت، و ناچار شدند در پيشگاه اسلام و مسلمين سر ذلت و خواري فرود آوردند.

علي عليه‌السلام ضمن نامه‌اي كه به معاويه نوشته و در نهج‌البلاغه آمده است با جملات كوتاهي تاريخ گذشته و سوابق ننگين آل اميه را شرح داده و در پايان از فضيلت اسلام ياد كرده و به مقررات ذلت بار آن براي مستكبرين و عزت آفرين آن براي مستضعفين اشاره كرده است.

« … و اما قولك انا بنو عبد مناف فكذالك نحن و لكن ليس اميه كهاشم و لا حرب كعبد المطلب و لا ابو سفيان كابي طالب و لا المهاجر كالطليق و لا الصريح كالصيق و لا المحق كالمبطل و لا المومن كالمدغل و لبئس الخلف خلف يتبع سلفا هوي في نار جهنم و في ايدينا بعد فضل انبوه التي اذللنا بها العزيز و نعشنا بها الذليل» نهج‌البلاغه نامه 17.

ترجمه: اينكه گفته‌اي ما فرزندان عبد منافيم ما نيز فرزندان او هستيم و ما بين ما و شما تفاوت بسيار است نه اميد مانند هاشم است و نه حرب مانند عبدالمطلب. نه ابو سفيان مثل ابو طالب است و نه مهاجر هماند آزاد شده. نه نسب صريح مانند نسب الحاق است، نه راستگو مانند دروغگو، و نه مومن همانند منافق است چه بد فرزندي است آنكه از پدر مرده و جهنمي خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه