- مسئله عزت و ذلت در آيين مقدس اسلام 1
- عزت نفس آسيب ناپذير علي در نهجالبلاغه 2
- علي و اقبال و ادبار مردم 2
- علي و مقام 2
- علي و مال 2
- علي و تملق گويان 3
- عزت مطلق مختص ذات اقدس الهي 3
- عزت انسان در نهجالبلاغه 3
- علي و عرصه پيكار 3
- انقلاب 6
- علل تغيير عزت و ذلت در جامعه 6
- جهاد 10
- رابطه حكومت و مردم 16
- پاورقي 18
پيروي ميكنند هر يك از اين جملات كه امام عليهالسلام در نامه خود آورده به گوشههائي از تاريخ اشاره ميكند كه پارهاي از آنها روشنگر افتخارات آل هاشم است و قسمتي ياد آور ننگهاي بني اميه.
سپس امام (ع) در نامه خود خاطر نشان ميفرمايد كه از همه اين تفاوتها گذشته ما برتري و امتياز نبوت است كه بوسيله احكام و مقررات آن عزيزان گردنكش و خود سر را خوار و ذليل نموديم و به ذليلان مستضعف و مظلوم بزرگي و عزت بخشيديم.
روزي كه مرم با علي عليهالسلام بخلافت بيعت كردند و زمام امور مملكت را به وي سپردند حضرتش تصميم گرفت در ادراه امور كشور روش انقلابي رد پيش گيرد و شمولاتي عميق و اساسي بوجود آورد زيرا ميدانست در طول بيست و چند سالي كه از مرگ رسول گرامي گذشته در مملكت انحرافهائي پديد آمده است بعضي از شغلهي حساس مملكت بدست افراد ناصالح افتاده، پارهاي از مسائل اسلامي به دست فراموشي سپرده شده و قسمتي از بيت المال مسلمين بمصارف ناروا ميرسد و بايد تمام اين امور بر وفق معيارهاي اسامي اصلاح گردد.
علي عليهالسلام متوجه بود كه با ايجاد روش انقلابي، دگرگونيهاي عظيمي پديد ميآيد، جامعه زير و رو ميشود، بسياري از عزيزان خوار ميگردند، و گروهي از ذليلان به بزرگي و عزت ميرسند. عدهاي از افراد شاغل از خدمات دولتي بر كنار ميشوند و عدهاي از بر كناران عهده دار كارهاي مهم ميگردند از اين رو ضمن اولين خطبهاي كه در مدينه پس از بيعت مردم ايران نمود جامعه را از شمولات و تغييراتي كه با آنها مواجه خواهند شد آگاه ساخت و فرمود:
« … الا و ان بليتكم قد عادت كهياتها يوم بعث الله نبيكم (صلي الله عليه و آله) و الذي بعثه بالحق لتبلبلن، و لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر، حتي يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم» نهجالبلاغه خطبه 16.
«آگاه باشيد كه امتحان و ابتلاء شما دوباره بازگشت نموده است همانند روزي كه خداوند پيامبر اسلام را به نبوت برانگيخت. قسم به خدائي كه او را به حق مبعوث نمود در حكومتشان بهم ريخته ميشويد، سپس با غربال امتحان از يكديگر ممتاز ميگرديد، و مانند ريگي كه محتواي آن را بر هم زده باشند زير و رو ميگرديد تا جائي كه