جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 113

صفحه 113

فراموش كردن تشبيه و اين ادعاست كه مستعار له همان مستعار منه است نه چيزي شبيه به آن و گويي اصلا استعاره‌اي در كار نيست.

اطلاق، بليغ‌تر از تجريد است، بنابراين تجريد، ضعيف‌ترين اين انواع است چون بوسيله آن ادعاي اتحاد، تضعيف مي‌گردد. [289].

متعلقات ترشيح

چون بحث از ترشيح است ناگفته نماند كه ترشيح ويژه استعاره نيست بلكه متعلقات متعددي به قرار ذيل دارد:

1- ترشيح در استعاره مكنيه: اگر در استعاره‌ي مكنيه، دو مورد از لوازم مشبه به ذكر شد، مورد قويتر تخييل است و مورد ضعيفتر، ترشيح. به عنوان مثال در مصراع و اذا المنيه انشبت اظفارها اثبات (اظفار) براي مرگ تخييل است چون تعلق آن به سبع، قويتر است و انشاب، ترشيح است.

2- ترشيح در استعاره‌ي محققه: مانند آيه شريفه الذين اشتروا الضلاله بالهدي فما ربحت تجارتهم. [290] اشتراء استعاره براي استبدال است و (ربح) و (تجارت) هر دو از ملايمات مشبه به هستند لذا ترشيح محسوب مي‌شوند.

3- ترشيح در مجاز عقلي: يعني ذكر يكي از ملايمات آن مانند انشاب در مصراع و اذا المنيه انشبت اظفارها بنابر نظر (صاحب ايضاح) آن را مجاز عقلي دانسته است.

4- ترشيح در مجاز لغوي: يعني ذكر يكي از ملايمات معني حقيقي واژه، مانند آنچه در حديث ذيل از (پيامبر خدا) نقل شده است:

اسرعكن لحوقا بي اطولكن يدا.

يد در معني مجازي خود به معناي نعمت بكار رفته است و اطولكن از ملايمات معني حقيقي و ترشيح است.

5- ترشيح در تشبيه: يعني ذكر ملايم مشبه به مانند اظفار المنيه الشبيهه بالسبع اهلكت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه