جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 158

صفحه 158

نمي‌تواند بجاي قطع يد انسان بگويد: (قطعت انسانا) يا بجاي (قلعت يمين انسان) بگويد (قطعت انسانا) يا بجاي (جمعت ماء النهر) به علاقه‌ي مجاورت بگويد (جمعت النهر) و بجاي (ضربت اهل القريه) بر اساس و اسال القريه [489] بگويد (ضربت القريه) چون زشتي اين جملات در عرف زبان، روشن است. بنابراين مدار مجاز نه بر پايه‌ي وجود يا عدم علاقه‌هاي معهود بلكه بر پايه‌ي ارتباط و علاقه‌اي است كه طبع آدمي آن را شيرين بيابد و ذوق سليم پذيراي آن باشد. [490].

مجاز مرسل با علاقه سببيت

در ذكر آل محمد (ص):

هم عيش العلم و موت الجهل. [491].

آنان دانش را زنده كننده‌اند و ناداني را ميراننده‌اند.

(عيش‌العلم) يعني حيات علم. استعمال حيات براي علم به ملاحظه‌ي شباهت علم است با موجود زنده در موجوديت آن و انتفاع به ديگران. اطلاق لفظ عيش بر آل محمد (ص) از باب اطلاق مجازي سبب بر مسبب است كه آنان سبب حيات علم‌اند و همچنين است در عبارت موت‌الجهل، يعني باعث مرگ جهالتند. [492].

فاتقوا الله الذي انتم بعينه و نواصيكم بيده. [493].

پس بترسيد از خدايي كه بر كارهاي شما بيناست و بر شما چيره و تواناست. [494].

لفظ (عين) مجاز است براي علم و از باب اطلاق سبب بر مسبب آن است. چون عين (چشم)، مستلزم علم است و اينكه پيشاني آن در دست اوست يعني در قدرت اوست و تخصيص (ناصيه)، براي اشعار به عظيم‌الشان‌ترين عضو انسان است و اطلاق (يد) بر قدرت نيز مجاز مرسل از باب اطلاق سبب قابلي بر مسبب آن است. [495].

فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق. [496].

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه