جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 159

صفحه 159

پس قرآن فرمان دهنده است و بازدارنده، خاموش است و گوينده.

اطلاق (آمر) و (زاجر) بر قرآن از باب اطلاق اسم سبب بر مسبب است، چرا كه آمروناهي، در حقيقت خداوند تعالي است. [497].

در توصيف پيامبر (ص):

و خلعت اليه العرب اعنتها … حتي انزلت بساحته عداوتها. [498].

عرب به رشته‌ي طاعت او گردن ننهاد و از هر سو براي جنگ با وي براه افتاد.

منظور از (عداوت)، جنگها و شروري است كه ثمره‌ي عداوت و دشمني است و اطلاق لفظ (عداوت) بر (حرب) اطلاق اسم سبب بر مسبب آن است. [499].

در وصف خداي سبحان:

و كل بصير غيره يعمي عن خفي الالوان و لطيف الاجسام. [500].

هر بينا جز او ديدن رنگهاي پوشيده و ظريف نتواند و در نگريستن به جسمهاي لطيف عاجز ماند. استعمال لفظ (عمي)، مجاز است چون يا بر مطلق عدم ابصار دلالت دارد يا بر عدم ابصار براي كسي كه توان ابصار و ديدن را دارد و هيچ يك از اين دو اعتبار، براي بصيري غير از خدا موجود نيست و لذا عدم ادراك الوان خفي و اجسام لطيف، نابينايي حقيقي نيست. و از جهت آنكه عمي از اسباب عدم رويت است اين مجاز اطلاق اسم سبب بر مسبب است. [501].

در توصيف عرب پس از ظهور پيامبر اكرم (ص):

فاستقامت قناتهم. [502].

تا آنكه كارشان استوار گرديد.

مراد از قنات، توانمندي و غلبه و دوستي است كه برايشان فراهم شد و اين از باب اطلق اسم سبب بر مسبب است چرا كه (نيزه) سبب توانمندي و استقرار قدرت است و اسناد (استقامت) به (نيزه) به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه