جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 178

صفحه 178

از باب مجاز عقلي به مرگ نسبت داده شده است. [600].

فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق. [601].

پس قرآن فرمان دهنده است و باز دارنده، خاموش است و گوينده.

قرآن از آن حيث كه مركب از حروف و اصوات است، صامت مي‌باشد و (نطق) به معني حقيقي بر آن مستحيل است، چون حقيقت نطق، تكلم است و اين مجاز، نظير آن است كه بگويي: (هذه الربوع الناطقه، يعني اين خانه‌هاي گويا يا) اخبرتني الديار بعد رحيلهم بكذا، يعني ديار آنان پس از كوچشان چنين مرا باخبر ساخت).

آمر و زاجر نيز در حقيقت خداست و قرآن، سبب بيان امر و نهي حق تعالي است. [602].

حتي يظن الظان ان الدنيا معقوله علي (بني‌اميه) تمنحهم درها و توردهم صفوها. [603].

تا آنجا كه پندارنده گمان برد دنيا همچون شتري زانو بسته در اختيار فرزندان (اميه) است تا شير آن را به مردم خورانند، يا چشمه‌اي است بي‌آميغ كه مردم را به آبشخورش كشانند.

در جمله فوق اگر چه اسناد (تمنحهم) و (توردهم) به دنيا اسناد به سبب وقوع فعل است، اما عبارت (حتي يظن الظان) ايجاب مي‌كند كه فعل (منح) و (ايراد) را در حقيقت، فعل دنيا بدانيم تا بتوانيم در فضاي ظن و گمان مذكور قرار گيريم. [604].

اسناد به مصدر

اللهم ايما عبد من عبادك سمع مقالتنا العادله غير الجائره … فانا نستشهدك عليه. [605].

بار خدايا، هر بنده از بندگانت كه گفتار ما را شنيده، گفتاري كه از روي داد است نه ستم … ما بر او گواه مي‌گيريم …

(مقاله) مصدر است و انتساب (عادله) به مقاله نظير عبارت (شعر شاعر) است. غير از اين احتمال، دو احتمال ديگر نيز هست يكي آنكه (عادله) به معني (ذات عدل) باشد، مثل آنكه (تامر و لابن) به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه