جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 194

صفحه 194

للظالم البادي غدا بكفه عضه. [687].

آنكه نخست دست به دستم گشايد فردا پشت دست خايد.

صفت (شروع‌كننده) براي ظالم به منظور احتراز از كسي است كه در برابر ظلم ديگران از خود دفاع مي‌كند. (فردا) كنايه از روز قيامت و (به دندان گرفتن كف دست) كنايه از ندامت او بر سستي در اجراي وظايف الهي است. هدف اين عبارت ايجاد نفرت از ظلم مي‌باشد و اقتباسي از آيه‌ي شريفه‌ي و يوم يعض الظالم علي يديه [688] است كه در خطبه 233 نيز نظير آن با عبارت و عاض علي يديه بكار رفته است. [689].

الزموا الارض و اصبروا علي البلاء. [690].

بر جاي باشيد و بر بلا شكيبا!

ملازمت بر خاك و زمين، كنايه از ماندن در وطن و دست نيازيدن به پيكار ابتدايي در زمان عدم حاكميت امام بر حق پس از حضرت است. [691].

كنايه در مركب (كنايه از نسبت)

الموت معقود بنواصيكم [692] مرگ به پيشانيهاتان چسبيده است.

يعني مرگ به پيشاني شما بسته شده و گره خورده است. اين پيوند، اشاره به حكم لا يتخلف خداوند دارد كه ناچار هر موجود جانداري را فرا مي‌گيرد. پس جمله مزبور كنايه از لزوم مرگ است و به جاي آنكه مرگ را به انسان نسبت دهد، به جمجمه يا ناصيه‌ي انسان نسبت داده است. وجه اين اختصاص در شرف و عزت ناصيه‌ي انسان نسبت به ساير اعضا و جوارح اوست، همچنان كه در آيه‌ي شريفه فيوخذ بالنواصي و الاقلام [693] به آن اشاره شده است. [694].

… و ما سوي ذلك فعلم علمه الله نبيه فعلمنيه و دعالي بان يعيه صدري و تضطم عليه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه