- سخن بنياد نهجالبلاغه 1
- مقدمه 5
- سيماي بلاغت در ادب عربي تا عصر امام علي 11
- شخصيت ادبي امام علي از ديدگاه بزرگان 19
- آشنايي با سيد رضي (مولف نهجالبلاغه) 33
- زندگاني و تحصيلات شريف رضي 34
- اشعار و سبك ادبي سيد رضي 36
- اشاره 36
- تاليفات سيد رضي 36
- مقايسه سبك و سياق خطبهها، نامهها و حكمتهاي نهجالبلاغه 39
- نامهها 41
- حكمتها 41
- عمدهترين شروح نهجالبلاغه و ميزان اهتمام هر يك به جنبههاي بلاغي آن 44
- شرح ابنميثم بحراني 45
- شرح ميرزا حبيبالله خويي 46
- سبك نگارش كتاب حاضر 48
- علم بيان 52
- علم بلاغت و اركان آن 52
- تعريف علم بيان 53
- تعريف تشبيه 55
- انواع تشبيه 55
- تشبيه 55
- تشبيه مفصل و مجمل 57
- تشبيه مرسل و موكد 58
- تشبيه تام الاركان 59
- تشبيه بليغ 61
- تشبيه ملفوف، مفروق، تسويه و جمع 66
- تشبيه مفرد و تمثيل 67
- تشبيه تمثيل 67
- تشبيه ضمني 73
- اغراض تشبيه 74
- اشاره 77
- حقيقت و مجاز 77
- تعريف حقيقت و مجاز 77
- نحوهي تحقق مجاز 80
- انگيزه استعمال مجاز 81
- انحصار مجاز در اسم جنس 81
- تفكيك حقيقت و مجاز 83
- مجاز در مجاز 84
- اقسام مجاز 85
- اقسام مجاز از نظر علاقه استعاره و مجاز مرسل 87
- تعريف استعاره 88
- فرق استعاره و تشبيه 88
- استعاره 88
- شرط زيبايي استعاره 89
- اقسام استعاره تصريحيه 90
- اقسام استعاره 90
- استعاره تصريحيه اصليه 93
- استعاره اصليه و تبعيه 93
- استعاره تصريحيه تبعيه 98
- استعاره بالكنايه يا مكنيه 104
- استعاره تحقيقيه و تخييليه 110
- استعاره مرشحه، مجرده و مطلقه 112
- متعلقات ترشيح 113
- استعاره تصريحيه مرشحه 114
- استعاره مكنيه مرشحه 116
- استعاره عناديه و وفاقيه 119
- تحليل استعاره در صفات باري تعالي 121
- التباس حقيقت لغوي با استعاره 128
- موارد التباس در استعاره مفرده 128
- التباس تشبيه بليغ با استعاره 129
- التباس استعاره تبعيه با اصليه 131
- استعاره تمثيليه 131
- موارد التباس در مثل 132
- اطلاق مثل بر تشبيه تمثيل 132
- اطلاق مثل بر استعاره تمثيليه 136
- اطلاق مثل بر كنايه 147
- اطلاق مثل بر حكمت 149
- مثل و نقش ممتاز آن در ادب عربي 153
- مجاز مرسل مفرد 155
- مجاز مرسل 155
- مجاز مرسل با علاقه سببيت 158
- مجاز مرسل با علاقه مسببيت 161
- مجاز مرسل با علاقه لازميت 161
- مجاز مرسل با علاقه ملزوميت 163
- مجاز مرسل به اعتبار ما كان 165
- مجاز مرسل با علاقه آليت 165
- مجاز مرسل به اعتبار مايكون 165
- مجاز مرسل با علاقه جزئيت 167
- مجاز مرسل با علاقه اطلاق 167
- مجاز مرسل با علاقه تشابه 167
- مجاز مرسل با علاقه كليت 167
- مجاز مرسل با علاقه تقيد 168
- مجاز مرسل با علاقه تعلق 168
- مجاز مرسل با علاقه ظرفيت 169
- مجاز مرسل با علاقه مظروفيت 169
- مجاز مرسل با علاقه خصوص 169
- مجاز مرسل به حذف مضافاليه 170
- مجاز مرسل با علاقه عموم 170
- مجاز مرسل به حذف مضاف 170
- مجاز مرسل با علاقه مجاورت 171
- مجاز مرسل با علاقه تضاد 171
- مجاز مرسل با علاقه بدليت 171
- مجاز از نوع اطلاق اسم حقيقت عرفي بر مجاز عرفي 172
- مجاز مرسل با علاقه مقبوليت 172
- موارد التباس در مجاز مرسل مفرد 173
- مجاز مرسل مركب 174
- اسناد به سبب 176
- مجاز عقلي 176
- مشهورترين علاقات مجاز عقلي 176
- اسناد به مصدر 178
- اسناد به زمان وقوع فعل 179
- اسناد به مكان وقوع فعل 180
- اسناد اسم فاعل به مفعول 182
- كنايه 182
- تعريف و اقسام كنايه 182
- اسناد اسم مفعول به فاعل 182
- كنايه در مفرد 183
- كنايه از صفت 185
- كنايه در مركب (كنايه از نسبت) 194
- اغراض كنايه 195
- قصد ذم 195
- قصد مدح 195
- ترك استعمال الفاظ قبيح و ناشايست از نظر اخلاقي 196
- ترك لفظي و آوردن لفظي شايستهتر 196
- مثال براي قصد مبالغه 197
- التباس در كنايه 198
- علم بديع 206
- محسنات معنوي 207
- توريه 207
- توريه مجرده 207
- اشاره 207
- توريه مبينه 208
- توريه مرشحه 208
- استخدام 209
- تعريض 210
- طباق 212
- طباق بين دو معناي حقيقي 213
- بين دو فعل و دو اسم 214
- بين دو حرف 214
- بين دو فعل 214
- طباق بين دو مجاز 215
- طباق معنوي 215
- بين يك اسم و يك فعل 215
- طباق خفي 216
- طباق سلب 216
- مقابله 217
- تقابل سه لفظ با سه لفظ 218
- تقابل چهار لفظ با چهار لفظ 218
- تقابل پنج لفظ با پنج لفظ 218
- مراعاتالنظير 219
- تعديد 222
- حسن النسق 223
- الاسلوب الحكيم 224
- شجاعه الفصاحه 225
- مذهب كلامي 225
- حسن تعليل 230
- افتنان 231
- تجريد 231
- التفات 232
- التفات از تكلم به غيبت 233
- التفات از تكلم به خطاب 233
- التفات از غيبت به تكلم 233
- التفات از غيبت به خطاب 234
- التفات از خطاب به تكلم 234
- التفات از خطاب به غيبت 234
- مشاكله 235
- لف و نشر 237
- جمع 239
- جمع و تفريق 240
- تفريق 240
- تقسيم 242
- جمع و تقسيم 244
- جمع و تفريق و تقسيم 245
- توشيع 246
- مبالغه 247
- اغراق 250
- تبليغ 250
- غلو 252
- تشخيص 254
- تاكيد المدح بما يشبه الذم 255
- توجيه 256
- استدراج 258
- استماله 258
- تشابه الاطراف 260
- تناسب الاطراف 260
- ارصاد 261
- عكس 262
- رجوع 264
- تجاهل العارف 265
- اعتراض 269
- تنبيه بر عظمت سوگ 269
- توكيد 269
- تنزيه 270
- تعظيم 270
- تنفير 270
- احتراس 271
- تكرير 272
- تفسير 274
- ايغال 275
- ايجاز 276
- انواع جناس 279
- اشاره 279
- جناس 279
- محسنات لفظي 279
- جناس محرف 280
- جناس ناقص 281
- جناس مذيل 282
- جناس مضارع 283
- جناس لاحق 284
- جناس مقلوب 285
- جناس مردد (مزدوج يا مكرر) 285
- قلب كل 285
- جناس تصريف 285
- قلب بعض 286
- جناس مصحف 286
- جناس شبه اشتقاق 288
- جناس اشتقاق 288
- بلاغت جناس 290
- معيار زيبايي جناس 290
- سجع مطرف 292
- روش سجع 292
- انواع سجع 292
- سجع مرصع (ترصيع) 293
- سجع متوازي 294
- دفاع از سجع و اصالت آن در زبان عربي 297
- موازنه 302
- تشطير 304
- تضمين المزدوج 305
- لزوم ما لا يلزم 306
- رد العجز علي الصدر 306
- اقتباس 307
- تضمين 312
- نمونه تلميح به حديث 318
- تلميح 318
- نمونه تلميح به داستان 319
- نمونه تلميح به مثل 319
- تخلص، استطراد و اقتضاب 320
- ابتدا 320
- انتها 322
- حذف 323
- خاتمه 328
- پاورقي 329
عبادته الذي لا تبرح منه رحمه و لا تفقد له نعمه. [1184].
سپاس خداي را كه نوميد نيستم از رحمت او، تهيدست نيستم از نعمت او و نه مايوس از مغفرت او و سرنپيچيده از عبادت او. خدايي كه رحمت او پيوسته است و نعمت او ناگسسته.
در سه فقره اول بين (مقنوط) و (مخلو) و (مايوس) موازنه برقرار است و هر سه بر وزن مفعول هستند. اما در فقره چهارم گرچه (مستنكف) بر وزن مستفعل بوده و خارج از وزن (مفعول) ميباشد اما از مفعوليت خارج نيست چون (مستفعل) در حقيقت (مفعول) است.
همچنين بين (لا تبرح) و (لا تفقد) و بين (رحمه) و (نعمه) نيز موازنه برقرار است و لطافت كلام با اين موازنهها به مراتب بيشتر ميباشد تا اينكه به جاي آنها مثلا گفته ميشد الحمدلله غير مخلو من نعمته و لا مبعد من رحمته چون (مبعد) بر وزن (مفعول) مطابق و مماثل مفعول نيست و بناي ديگري محسوب ميشود.
همينطور اگر به جاي (لا تبرح)، (لا تزول) گفته ميشد اين لطافت را نداشت. چون (تفقد) و (تبرح) هر دو صحيحند ولي (تزول) معتل است. يا اگر به جاي (نعمه)، (انعام) بكار ميرفت به همين شكل از موازنه برخوردار نبود. در سخني كه با هدف فصاحت القا ميشود، موازنه امري مطلوب است چون باعث اعتدال در كلام ميگردد و اعتدال، هماره مطلوب طبع آدمي است.
در مورد رابطهي سجع و موازنه سه قول است:
قول اول آنكه موازنه (اعم از سجع) است چون سجع تماثل اجزاي فواصل است به شرطي كه همه با يك حرف ختم شوند، مثل (قريب) و (غريب) و (نسيب) و … اما در موازنه اين شرط نيست مانند (قريب) و (شديد) و (جليل) و هر چه بر اين وزن باشد اگر چه حرف آخر آنها يكي نباشد. بنابراين هر سجعي موازنه است ولي عكس آن صحيح نيست.
قول ديگر آن است كه بين موازنه و سجع، (عموم و خصوص من وجه) برقرار است چون در موازنه بايد فواصل در وزن متساوي باشند نه در قوافي كه از قيد اخير استنباط ميشود كه در موازنه، واجب است بين فواصل توافق در قافيه نباشد. [1185].
بنابراين قول، نمونهي اجتماع سجع و موازنه آيهي ذيل است: