جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 31

صفحه 31

نمي‌ورزند.

اما جاي شگفتي نيست كه اينها سخنان علي (ع) است و بهره‌ي سخن به مقدار بهره‌ي سخنگوست و (از كوزه همان برون تراود كه در اوست). [52].

هر كه خواهد فصاحت و بلاغت بياموزد و تفضيل بعضي سخنان بر بعضي ديگر را دريابد به خطبه‌ي 108 امام بنگرد كه نسبت آن با هر كلام فصيحي به جز كلام خدا و رسول- چونان نسبت ستارگان درخشان با سنگهاي تيره است. پس بنگرد درخشش و تلالو كلام را و ترس و خشيتي را كه در كلامش موج مي‌زند، آنچنان كه حتي اگر بر كافر زنديقي كه به روز جزا ايمان ندارد خوانده شود قلب او را به لرزه درآورد و اعتقادش را متزلزل مي‌كند. خداي بهترين پاداش ويژه‌ي اوليايش را نصيب او گرداند. چقدر بدو توان- داده است! گاهي به دست او و شمشير او گاهي به زبان او و نطق او گاهي به قلب و انديشه او.

اگر پاي جنگ و جهاد در بين باشد، او سالار مجاهدان و جنگجويان است و اگر بحث وعظ و اندرز باشد او سرور واعظان است. اگر ميدان فقه و تفسير باشد او رئيس فقها و مفسرين است و آنگاه كه نوبت عدل و توحيد باشد، او امام اهل عدل و توحيد است.

ليس علي الله بمستنكر

ان يجمع العالم في واحد [53].

(ابن ابي‌الحديد) عبارت ذيل را شرح مي‌دهد:

اولي الابصار و الاسماع! و العافيه و المتاع! هل من مناص او خلاص؟ او معاذ او ملاذ؟ او فرار او محار؟ ام لا؟ فاني توفكون؟ ام اين تصرفون؟ ام بماذا تغترون؟ [54].

خداوندان ديده‌هاي بينا و گوشهاي شنوا و تندرستي و كالا، آيا گريزگاهي هست؟ يا رهايي؟ يا جاي امني؟ يا پناه جايي؟ يا گريزي؟ يا تواني راهي به دنيا گشايي؟ يا نه چنين است؟ پس كي باز مي‌گرديد و به كجا مي‌رويد و فريفته‌ي چه هستيد؟

و سپس از قول شيخ خود (ابوعثمان) از (ثمامه) نقل مي‌كند كه شنيدم كه (جعفر بن يحيي)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه