جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه‌ صفحه 85

صفحه 85

استعاره‌ي مكنيه است و تقدير جمله چنين است: بعد ان عم ضلالها.

انما المرء في الدنيا غرض تنتضل فيه المنايا. [176].

آدمي در جهان نشانه است و تيرهاي مرگ بدو روانه.

ظاهرا منظور آن است كه انواع رنجها و مصيبتها چون تيرهايي است كه تيراندازي به نام مرگ به سمت آدمي رها مي‌كند تا سرانجام يكي به هدف بخورد و آدمي را در كام خود بكشد.

اين جمله همزمان، مصداق چند نوع مجاز است:

1- از يك سو مصداق مجاز عقلي است، چون فاعل حقيقي رنجها و مصايب همانند لذات و راحتيها، خداست كه در آيه‌ي لقد خلقنا الانسان في كبد [177] بدان تصريح شده است و مرگ سبب و فاعل واقعي نيست.

2- از ديگر سو حاوي استعاره‌ي بالكنايه است كه در آن مرگ به تيرانداز تشبيه شده و مشبه به محذوف است.

3- همچنين مصداق استعاره‌ي تخييليه است چون تيراندازي را به مرگ نسبت داده است.

علاوه بر موارد فوق تعبير انتم … غرض تشبيه بليغ است و كلمه (غرض) ترشيح براي استعاره‌ي مكنيه‌ي پس از آن است.

اقسام مجاز

تقسيمات مجاز از نظر مفرد و مركب بودن

1- مجاز در مفرد

2- مجاز در مركب

3- مجاز در مفرد و مركب تواما

مثال نوع اول اطلاق لفظ اسد بر مرد شجاع و لفظ حمار بر مرد كودن است. نوع دوم چنين است كه هر يك از مفردات جمله در موضع اصلي خود بكار رفته است. اما تركيب جمله مطابق با خارج

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه