جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 117

صفحه 117

حاكم (يعني امام)

اشاره

حكومت در اصل نهادي اجتماعي است. زيرا، چنان كه ديديم، طبيعت اجتماع وجود حكومت را ايجاب مي‌كند. اما اين نهاد در اسام عاوه بر صبغه‌ي اجتماعي، طبيعت ديني هم دارد، براي اين كه جامعه‌ي سالمي در درجه‌ي اول، جامعه‌اي ديني است، يعني مبدئي كه در تنظيم امور اقتصادي، سياسي و نظامي از آن الهام گرفته مي‌شود، تنها شريعت الهي است.

امام (ع) در ميان همين حقيقت در جواب خوارج- روزي كه فرياد برآوردند: حكومت خاص خداست- گفت:

«كلمه حق يراد بها الباطل! نعم انه ا حكم اا لله و لكن هواء يقولون: ا امره اا لله و انه ابد للناس من امير بر او فاجر يعمل في امرته المومن و يستمتع فيها الكافر و يبلغ الله فيها ااجل و يجمع به الفيي‌ء و يقتل به العدو و تامن به السبل و يوخذ به للضعيف من القوي، حتي يستريج بر و يستراح من فاجر.»

(خطبه‌ي 40)

«كلمه‌اي حق است كه با آن، منظور باطل خود را بيان مي‌كنند. آري، همانا كه جز خداي را فرمان نيست اما اينان مي‌گويند: جز خداي را اميري نيست. حال آن كه مردمان را ناچار بايد اميري باشد خواه نيكوكار خواه بدكار تا در آن حكومت، مومن به كار آخرت پردازد و كافر از دنيا بهره مند و برخوردار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه