جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 118

صفحه 118

گردد و خداوند مرگ مردمان را به هنگام برساند و غنيمت به كمك آن امير گرد آيد و به مدد او با دشمن نبرد شود و راه‌ها امنيت يابد و حق ناتوان از توانا گرفته شود تا نيكوكار آسايش يابد و بدكار در امان ماند».

اين كام امام (ع) كه «مردمان را ناچار بايد اميري باشد»، ضرورتي را بيان مي‌كند كه واقعيت اجتماع آن را مي‌طلبد و هرگز از آن چاره نيست و اگر چه در نبودن فرمانروايي عادل حكومت حاكمي به كار بنهايت زيانبار است، ولي با وصف اين زيان باري، از هرج و مرجي كه پيوندهاي اجتماع را از هم پاره مي‌كند، بهتر است.

و البته ناگفته نماند كه امام (ع) در اين جا به ماهيت حكومت اسامي نظر ندارد، بلكه تنها قصد وي اثابت ضرورت حكومت، در برابر هرج و مرج طلبي خوارج است.

صفات امام يا حاكم

در آغاز بحث، اين سوال مطرح است كه اگر امامت امر بازمي‌باشد، آيا صحيح است كه هر كسي به آن رسيد بدون توجه به شخصيت و لياقتش، صاحب مقام امات شمرده شود، يا اين كه بايد كسي آن مسئوليت را به عهده گيرد كه به داشتن صفاتي از ديگر مردم ممتاز باشد؟

مسلمانان به اتفاق معتقدند كه تنها كسي به مقام امامت مي‌تواند رسيد كه از شرايط ويژه‌اي برخوردار باشد. ولي در داشتن يا نداشتن شرايطي اختاف نظر دارند.

ما اكنون در صدد آن نيستيم كه شرايط امام حاكم را از نظر جميع فرق اسامي بيان كنيم، درباره‌ي اين موضوع در كتاب «نظام الحكم و ااداره في ااسام» بحثي كافي كرده‌ايم.

اما بايد بگوئيم كه در نهج‌الباغه تفصيل دقيق اين شرايط بيان نشده است، يا ااقل در آنچه از كام علي در دست ما هست، بخش مستقلي در بيان اين موضوع وجود ندارد، بلكه علي (ع) در ضمن گفته‌هاي خود به بعضي از شرايط اشاره فرموده و از بقيه‌ي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه