جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 125

صفحه 125

كار، نور حقيقت را بزدايد و خاف وعده كردن خداي و خلق موجب كينه و خشم گردد. خداي تعالي فرمود: اگر وعده به جاي نياوريد، خداي سخت به خشم درآيد».

مطمئن‌ترين وسيله‌اي كه دوستي حاكم را در دلهاي مردم استوار مي‌كند و آن‌ها را به همكاري با او و حمايت و دفاع از او برمي‌انگيزد، همان است كه امام در سخنان خود مي‌گويد:

«و اعلم انه ليس شيئي بادعي الي حسن ظن راع برعيته من احسانه اليهم و تخفيفه الموونات عليهم و ترك استكراهه اياهم علي ما ليس له قبلهم، فليكن منك في ذلك امر يجتمع لك به حسن الظن برعيتك، فان حسن الظن يقطع عنك نصبا طويا. و ان احق من حسن ظنك به لمن حسن بائك عنده و ان احق من ساء ظنك به لمن ساء بائك عنده.»

«هيچ چيز، حسن ظن حاكم را به توده‌ي مردم چنان برنمي‌انگيزد كه احسان او به آنان، سبكبار ساختن آنان و وادار نكردنشان به چيزي كه به آن توانا نيستند. در آنچه گفتم بكوش تا به توده‌ي مردم حسن ظن‌يابي كه حسن ظن به توده‌ي مردم رنجي سنگين از دل تو برمي‌گيرد. شايسته‌تر كس به حسن ظن تو، اوست كه درباره‌ي وي نيكي‌ها كرده باشي و ناشايسته‌تر كسي اوست كه به تيمارش نپرداخته باشي».

اما اين همه سفارش براي چيست؟

براي اين كه حكومت تنها براي مردم و مصالح مردم كار كند و از اين است كه حاكم بايد مصلحت توده‌ي مردم را وجهه‌ي نظر خود سازد و اقدامات گوناگون خويش را براساس نيازهاي جامعه پايه ريزي كند.

اما هيئت حاكمه از برگزيدگان و خواص مردمند و مي‌پندارند هر چيزي در دست و اختيار آن‌هاست و گفته و خواسته شان بايد اجابت و اطاعت شود. اين طبقه در قلمرو حكومت امام هرگز از امتيازي برخوردار نيستند و افراد آن با تمامي آحاد مردم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه