جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 131

صفحه 131

حق، حقوق حاكم نسبت به مردم

امام در هنگام بحث از طبيعت «حق» مي‌گويد: هرگز ممكن نيست براي كسي حقي پديد آيد مگر اين كه در ازاء وظيفه‌اي قرار گيرد. يعني حق و وظيفه، همواره در راستاي يكديگرند. هر جا حقي است وظيفه‌اي همراه دارد. برخلاف شيوه‌ي تفكر بسياري از مردم كه «حق» را به كمال طلب مي‌كنند، بدون آن كه وظيفه‌اي براي خود بشناسند، غافل از اين كه وقتي آدمي از اداي وظيفه سر باز مي‌زند، اصولا حقي براي او به وجود نخواهد آمد.

امام (ع) مي‌گويد:

« … فالحق اوسع الاشياء في التواصف، واضيقها في التناصف، لا يجري لاحد الاجري عليه و لا يجري عليه الاجري له و لو كان لاحد ان يجري له و لا يجري عليه لكان ذلك خالصا لله سبحانه دون خلقه، لقدرته علي عباده و لعدله في كل ماجرت عليه صروف قضائه و لكنه سبحانه جعل حقه علي العباد ان يطيعوه، و جعل جزائهم عليه مضاعفه الثواب تفضلا منه و توسعا بما هو من المزيد اهله.»

(از خطبه‌ها، شماره‌ي 216)

«دامنه‌ي حق در گفتار، از هر چيزي گسترده‌تر و در كردار به انصاف، عرصه‌ي آن از هر چيزي تنگ‌تر است. هيچ كس حقي نمي‌تواند داشت مگر اين كه وظيفه‌اي براي او پديد آيد و بر هيچ كس وظيفه‌اي نمي‌توان دانست مگر اين كه حقي پيدا كند و اگر حقي بي‌وظيفه براي كسي باشد خاص خداي- سبحانه و تعالي- است كه آفريدگانش چنين حقي بر او ندارند و اين به سبب قدرت اوست كه بر بندگانش دارد و عدالت او در هر امري كه قضايش بدان تعلق مي‌گيرد. اما خداوند حق خويش را بر بندگانش اين قرار داده است كه فرمان پذير او باشند، و در برابر، آنان را از فضل و احسان خود به پاداش، ثوابي دو چندان خواهد داد».

و نيز گفت:

«ثم جعل- سبحانه- من حقوقه حقوصا افترضها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه