جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 142

صفحه 142

براي آن بپذيريم، ناگزير بايد وجود برق- روشنترين حقيقت روزگار خود- را انكار كنيم. «برق- چنان كه «يعقوب فام» در پراگماتيزم مي‌گويد- صورت ذهين يا شكل قابل تعقل و تخيل ندارد، با اين كه آثارش، وجود حقيقي و مستقل آن را در نظام جهام عيني و مادي ثابت مي‌كند، به عبارت ديگر برق موجودي حقيقي است اگر چه نتوانيم در ذهن خود شكلي براي آن تصور كنيم، زيرا كه آثار و اعمال آن را بارها در زندگي روزمره به عين مي‌بينيم.»

بنابراين امر واقعي تنها آن نيست كه در محدوده‌ي حواس ما مي‌گنجد، بلكه آن است كه در ساختن زندگي و جهان ما موثر است، اگر چه دانش ما از دريافنه كنه آن ناتوان باشد و چون چنين است، چرا روح را يكي از مجموعه‌ي حقايقي نشنسايم كه با تاثيرات خود حيات ما را مي‌سازد؟ حق اين است كه جهل ما به ماهيت روح، هرگز انكار وجود آن را موجه نمي‌كند. چه، دانستيم آن‌هايي كه وجود روح را نمي‌پذيرند، اساس كار خود را بر پايه‌اي مي‌گذارند كه اصولا نمي‌تواند مبناي قضاوت عقلي درباره‌ي روح باشد، يعني ابزار و روشي كه براي شناخت روح برمي‌گزينند، ناتوان‌تر از آن است كه جوينده را به حقيقت مطلوب برساند.

در اين مورد پيشينيان نتوانسته‌اند با حدسيات خود به نتيجه‌اي برسند. تجربه‌ي دانشمندان روزگار ما نيز در اين زمينه عقيم بوده است و هنوز كه هنوز است انسان، دست بسته در برابر اسرار ناپيداي جهان ايستاده است و بيان قرآني را در اعتراف به عجز تكرار مي‌كند:

«و يسئلونك عن الروح، قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا». [22].

كوتاه سخن اين كه منكرين جهان غيب، تنها گروهي هستند كه از يك بعد به انسان مي‌نگرند و بي‌توجه به ابعاد ديگر و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه