جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 198

صفحه 198

واقع‌گرايي در اسلام و در انديشه‌ي عرب جاهلي

در خلق [69] و خوي اصيل عرب صفت نماياني ديده مي‌شود كه به راستي در خور توجه و شايسته‌ي شرح و بررسي است، چرا كه مطالعه و شناخت آن، كليد رمز بسياري از صفات كريمه‌ي عرب است.

اين صفت ويژه‌ي، واقع‌گرايي او است، بدان صورت كه مي‌فهميده و تحت تاثير آن در هنگامه‌ي جنگ و هنگام حمايت از همسايگان، ياري ناتوانان، بخشش مال و لذت‌جويي و خوشگذراني عمل مي‌كرده است.

براي انسان و هر موجود زنده‌ي ديگر، مساله‌ي مرگ امري ناگزير و سرنوشتي محتوم است. روز مرگ ناپيدا و نامعلوم است و كسي نمي‌داند كه نوبت عمرش چه روزي به پايان خواهد آمد. به همان اندازه كه آدمي مي‌پندارد مرگ از او فارغ نشسته است، احساس مي‌كند كه به قصد جانش كمين كرده است. اما دنياي بعد از مرگ؟ قبر و تنهايي و وحشت است! و گور همه را شكار مي‌كند بي‌آنكه راه گريزي براي كسي بگذارد.

و دنيا، آيا جز اين است كه ناپديداري، طبيعت اصيل آن است؟ آيا در چند رنگي و بي‌ثباتي آن ترديدي هست؟ ما هر چه ديده‌ايم و مي‌بينيم روزگار عزيزان را به خواري مي‌برد، ثروتمندان را به خانه‌ي فقر مي‌نشاند، تندرستان را به بستر بيماري مي‌اندازد و صبح خوشبختان را به غروب بدبختي مي‌رساند.

و چون سراسر كارهاي دنيا چنين است، آدمي در روز توانائي چرا بايد از لذت جويي منع شود؟ يا روز زبانه كشيدن آتش جنگ، چرا بايد بگريزد؟ و بالاخره در هنگام روبروئي با نيازمندان و مصيبت ديدگان، چرا بايد دست از بخشش و كرم باز دارد؟

روزگار اقامت ما بر زمين محدود است. مرگ را به پايان حيات نهاده‌اند. خانه‌ي بعد از بعد خانه‌ي گور است و پس از آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه