جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 199

صفحه 199

بنا به عقيده‌ي رايج جاهليت- دنيا، دنياي فراموشي و آسودگي است. حال كه چنين است، چرا در اين فرصت چند روزه‌ي عمر در پي‌لذت‌ها ننشينيم؟ و چرا دست كرم نگشائيم و نام نيك و ذكر خير خود را پس از مرگ در دلها و بر زبان‌ها ننشانيم؟

به راستي عين ناتواني و ناداني است كه آدمي از پذيرفتن اين واقعيت‌ها سرباز زند، هستي فناپذير خود را جاودان انگارد، به امساك دست كرم ببندد، جان و تن از معركه‌ي جنگ دور دارد و از لذت‌جويي بپرهيزد.

البته اين واقع‌گرايي عرب امري بي‌مقدمه و ناگهاني نبود، بلكه حاصل انديشه‌هايي بود كه مساله‌ي مرگ و زندگي و تغيير نسل‌ها را توجيه و تفسير مي‌كرد و رايجترين مضمون شعر آن روز عرب بود.

به عنوان نمونه شعر «طرفه بن العبد» نشان مي‌دهد كه او چگونه زياده‌روي در انفاق و لذت‌جويي خود را توجيه مي‌كند و با چه تعليلي افراط در بخشش و صرف مال و لذت‌جويي و كاميابي را موجه مي‌نمايد:

«من قبر بخيلي را كه مال به جانش بسته بود و به ذره‌اي از آن بخل مي‌ورزيد، با گور مبذري كه ثروت خويش در تن آساني صرف مي‌كرد يكسان مي‌بينم.

اي آنكه مرا به ملامت گرفته‌اي! اگر در جنگ شركت نجويم و از لذائذ زندگي بر كنار بنشينم مرا جاودانه خواهي ساخت؟

اگر نمي‌تواني مرگ را از من دور كني، پس بگذار با انفاق آنچه در دست دارم بر او پيشدستي كنم». [70] و يزيد بن حكم ثقفي در اندرز به فرزندش مي‌گويد: [71] «بخل آن كه شكار مرگ و نشانه‌ي تير حوادث روزگار است، چه معنايي دارد؟

حال آنكه در پيش روي خود، نسل‌ها را چون برگ خزان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه