جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 215

صفحه 215

كاري كه خود مي‌كنند براي ديگران ناپسند مي‌دارند.

و بي‌ترديد با كارهايي كه آدمي را به اسارت كشد و خلق و خوي انسان را از او بگيرد، بايد مبارزه كرد.

عبرت تاريخ

يادآوري گذشتگان و آنچه از مصائب دهر و بليات روزگار بر آنان گذشته است و سختي‌ها و بدبختي‌هائي كه كشيده‌اند و ملاحظه‌ي دشواري‌هايي كه در جمع مال، برخود هموار كرده‌اند و در لحظه‌ي مرگ به كارشان نيامده است و … امام اين گونه يادآوري‌ها را دستمايه‌ي تجسم واقعيتي كرد كه آدمي در زندگي آن را ناديده مي‌گيرد، از آن مي‌گريزد و بر خلاف آن واقعيت عمل مي‌كند.

تاريخ براي آنهايي كه به دنيا دل بسته‌اند و ديوانه‌وار به آن سرگرمند، به جاي اينكه آئينه‌ي عبرت و مايه‌ي جبران خطا باشد، به صورت وسيله‌ي سرگرمي و لهو و لعب درمي‌آيد و به خاطره‌ي بي‌روح و مرده‌ي موجوداتي قلب مي‌شود كه هيچ پيوند رابطه و وجه اشتراكي با آنان ندارد و هرگز داستان غم‌انگيز آن در دلشان غمي برنمي‌انگيزد و تجربيات فراوانش به آنان بصيرتي نمي‌دهد و درسي نمي‌آموزد.

امام در اين مواعظ بر آن است كه اين رابطه گسسته را با پيوندي فكري و عاطفي و ارتباطي عقلي و قلبي برقرار كند و تاريخ را براي آنان به مثابه‌ي عنصري سرشار از حيات و حركت نشان دهد، تا سرمايه‌ي بيداري و آگاهي گردد و انسان را از انحراف‌ها و كژي‌ها باز دارد.

امام (ع) مي‌گويد:

«و خلف لكم عبدا من اثار الماضين قبلكم، من مستمتع خلاقهم و مستفسح خناقهم، ارهقتهم المنايا دون الامال و شذبهم عنها تخرم الاجال، لم يمهدوا في سلامه الابدان و لم يعتبروا في انف الاوان … او لستم ابناء القوم و الاباء و اخوانهم و الاقرباء؟ تحتذون امثلتهم و تركبون قدتهم و تطوون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه