جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 227

صفحه 227

شكرگزار نعمت‌هاي خداوندي باشند و در چنين حالي نمي‌توانند به جامعه سودي برسانند.

در حقيقت پارسايان و زاهدان كساني هستند كه به جهان و امور آن واقع‌بينانه مي‌نگرند و از دست دادن چيزي خردشان را نمي‌گيرد و سرمستي و غرور به دست آوردن چيزي پرده‌ي چشم بصيرتشان نمي‌شود و از واقعيت جهان غافلشان نمي‌كند.

اين زهدي است كه امام (ع) مي‌گفت و يارانش را به آن دعوت مي‌كرد، اما سووال اين است كه زهدي با اين توصيف، مرداف بي‌زاري و گريز از دنيا است؟ جواب روشن است و چنانكه پيش از اين ديديم، زهد با چنين معنايي موضعي طبيعي است بين حال آنهايي كه بر سر دنيا ديوانه‌وار خودكشي و جانفشاني مي‌كنند و كساني كه بيمارگونه از آن مي‌گريزند.

آري اين زهدي است كه امام (ع) در اين بخش از سخنان خود، انسان روزگار خويش را به آن مي‌خواند و آن مرز و حد اعتدالي است كه در بين نيازهاي جسمي و روحي آدمي تعادل و توازن برقرار مي‌كند، انسان را براي جامعه سودمند و مثمر مي‌سازد و نيازهاي او را برمي‌آورد.

بايد بگوئيم آن كه جان بر سر دنيا نهاده است، فاقد حس اخلاقي، تهي از معناي انسانيت ناسپاس به خداوند و در يك كلمه غير زاهد است. اين چنين كسي بسيار بيش از زاهدي كه معني زهد را به غلط فهميده و موضعي سلبي و بيمارگونه اتخاذ كرده است، براي جامعه خطرناك و سربار است، چرا كه نهايت كار زاهد دنياگريز آن است كه عمر خود به بيكارگي مي‌گذارند و بار زندگي خود را بر خويشان و وابستگان تحميل مي‌كند، حال آن كه دنيا پرست دنيا خوار، خون فقراء و تهيدستان را مي‌مكد و در ازاي آن هرگز خدمتي به جامعه نمي‌كند.

البته نمي‌خواهيم انكار كنيم كه در اين بخش از مواعظ امام، دنيا با چهره‌اي عبوس و نازيبا تصوير مي‌شود، اما اين تصوير بيشتر از آن كه ديد كلي امام (ع) را نشان دهد، متوجه معاصران مورد خطاب او است كساني كه در دنياپرستي غرق شده بودند و اين كار به وجهي خطرناك آنان را به خيانت مي‌كشاند، خيانت به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه