جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 41

صفحه 41

مي‌داند. آيا اين امر حكمتي ندارد؟

به نظر من اين موضوع، فلسفه‌ي دقيق و به راستي شگفت آوري دارد، يعني طبقاتي كه امام درباره‌ي ايجاد و تشكيل آن‌ها، سخن گفته است: ارتشيا، وزيران، واليان و قضات، گروه‌هايي هستند كه بر تنظيم امور جامعه و خط مشي حيات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و دفاعي آن نظارت مي‌كنند و سرنوشت جامعه‌ي درخشان يا رو به انحطاط به كار آن‌ها بستگي دارد. اين سازمان‌ها و دستگاه‌هاي حكومتي، قبل از خلافت امام گرفتار فساد و در خطر از هم پاشيدگي بود و از اين رو امام، براي احياء و ابقاء جامعه، بر آن شد كه آن را از نو بنيان گذارد.

از اين دقت نظر، عظمت شناخت امام از مسائل اجتماعي به خوبي دريافته مي‌شود.

اما جامعه، خوب يا بد، به دست ما ساخته مي‌شود و سرنوشت ناگزير آدمي اين نيست كه در جامعه‌اي نابسامان و محيطي آشفته زندگي كند كه در آن هيچ گونه فرصت مناسب و مطلوبي، براي كسي نباشد، بلكه ما مي‌توانيم در اجتماع سراسر نظم و انضباطي زندگي كنيم، كه در آن هر كس براي تحقق خواسته‌هاي خود مجال كافي به دست آورد. ليكن چنين جامعه‌اي به وجود نمي‌آيد، مگر اين كه دستگاه‌هاي اداري مملكت اصلاح شود، يا به صورتي مطلوب تجديد بنا گردد.

امام با چنين دريافت داهيانه‌اي، درباره‌ي جامعه اسلامي روزگار خود انديشيد، و براي اصلاح آن برنامه ريزي كرد و قانون وضع نمود. اما، دريغا كه مصر هرگز سعادت پياده شدن آن نظام نيافت!

امام (ع)مردم را به هفت طبقه، يا گروه تقسيم كرد. بدين ترتيب: 1- نظاميان، 2- دبيران عمومي و خصوصي كه به منزله‌ي هيئت وزيران و معاونان انان هستند، 3- قضات، 4- واليان، 5- كشاورزان، 6- بازرگانان 7- پائين‌ترين طبقه.

اما در جاي ديگر قضات و واليان و دبيران را در يك طبقه قرار داد، با اين كه در ضمن كلام خود به تقسيم اول نظر داشت. البته ممكن بود دبيران و واليان را به اعتبار اين كه كاري اداري

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه