جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 55

صفحه 55

سرانجام مظلوم بر سر دو راهي خطرناكي قرار مي‌گيرد: شكايت به دادگاه جور برد و دادگاه به نام عدالت، حق او را از وي سلب كند، يا به ناچار خاموشي و صبر پيش گيرد و تا زمان مناسب به كمين فرصتي بنشيند كه به نيروي زور و قدرت، حق خويش را باز ستاند. و مسلمان هر دو وجه متضمن شري بزرگ است.

و امام- عليه‌السلام- ارزش واقعي قضا را مي‌دانست كه در سفارش‌هاي خود، به مالك اشتر، بدين گونه تاكيد مي‌فرمايد:

«فانظر في ذلك نظرا بليغا، فان هذا الدين قد كان «اسيرا في ايدي الاشرار، يعمل فيه بالهوي و تطلب به الدنيا.»

«در اين كارها كه گفتم با چشمي دوربين بنگر، كه همانا اين دين، در گذشته اسير دست تبهكاران بود. آن را به دل آورد و هوس مي‌گرداندند و وسيله‌ي دنيا خواري ساخته بودند».

و ما اين تاكيد را هيچ گاه درباره‌ي سازمان‌هاي ديگر حكومت نمي‌بينيم. اين امر نشان مي‌دهد كه امام (ع) مي‌دانست كه اگر كار قضا به دست نا اهلان سپرده شود، چگونه به صورت ابزار ستم در مي‌آيد و ضعيفان و ناتوانان را فرو مي‌گيرد و شكل نهادي مي‌يابد كه تنها مصالح قدرتمندان را تامين كند و افراد ناشايسته در مقام قضاوت و در منصب مجري عدالت به صورت ابزار شر و فساد درآيند.

امام (علي) گفت:

«و آخر قد تسمي عالما و ليس به، فاقتبس جهائل من جهال و اضاليل من ضلال و نصب للناس اشراكا من حبائل غرور و قول زور، قد حمل الكتاب علي آرائه و عطف الحق علي اهوائه، يومن الناس من العظائم و يهون كبير الجرائم، يقول: اقف عند الشبهات و فيها وقع. و يقول: اعتزع البدع و بينها اضطجع، فالصوره صوره انسان و القلب قلب حيوان». (از خطبه‌ي 87)

«و ديگري خود را عالم مي‌نمايد، حال آن كه نه چنان است. از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه