جستجویی در نهج‌البلاغه‌ صفحه 68

صفحه 68

و انت من خزانه حتي تسلمه الي … »

(نامه‌ي شماره‌ي 5)

«كاري كه در دست تست وسيله‌ي نوشخوار تو نيست، بلكه بر گردن تو حلقه‌ي امانت است و بايد به فرمان آن كس كه فرادست تست، حق آن امانت پاسداري و نگاهبان آن باشي و ترا نرسد كه در كار توده‌ي مردم به دلخواه رفتار كني، يا به كاري دست زني كه به آن فرمان نيافته‌اي، مالي كه در دست تست از آن خداي عزوجل است و تو نگاهبان آني تا آن مال به من باز پس دهي».

و امام (ع) گفت:

« … ان دهاقين اهل بلدك شكوا منك غلظه و قسوه و احتقارا و جفوه و نظرات فلم ارهم اهلا لان يدنوا لشركهم و لا ان يقصوا و يجفوا العهدهم، فالبس لهم جلبابا من اللين تشوبه بطرف من الشده و داول لهم بين القسوه و الرافه … »

(از نامه‌ي 19)

«دهقانان قلمرو تو، از درشتخويي و سنگدلي و از تحقير و ستم تو بر آنان شكايت كرده‌اند، پس، انديشيدم و ديدم كه آنان چون مشركند شايسته‌ي آن نيستند تا به تو نزديك شوند و چون زنهاري و در شمار اهل كتابند، روا نيست كه از آنان دوري جويي و بر آنان ستم كني،

پس، در برابر آنان جامه‌اي پوش كه تار و پودش از نرمي و درشتي باشد و تدني و مهر را در هم آميز … ».

و گفت:

«بلغني عنك امر، ان كنت فعلته فقد اسخطت ربك و عصيت امامك و اخزيت امانتك، بلغني انك جردت الارض فاخذت ما تحت قدميك و اكلت ما تحت يديك، فارع الي حسابك … »

(از نامه‌ي 40)

«كار ترا به من گزارش كردند. اگر چنين كه گفته‌اند كرده باشي همانا كه خداي خويش را به خشم آورده باشي و از فرمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه