- پيشگفتار 1
- لزوم تشكيل حكومت در هر زمان 4
- نقش اقتصاد در پايداري حكومت 5
- بيتالمال چيست؟ 6
- تاريخچهي بيتالمال 7
- فرق بين ماليات و بيتالمال 10
- منابع درآمد بيتالمال در اسلام 11
- اشاره 12
- زكات 12
- مصرف زكات 14
- اشاره 16
- خمس 16
- مصرف خمس 17
- اشاره 19
- انفال 19
- مصرف انفال 20
- مصرف غنائم جنگي 20
- اشاره 23
- فيئي 23
- مصرف فيئي 23
- جزيه 25
- اشاره 25
- خراج 26
- اشاره 26
- مصرف جزيه 26
- خراج در آثار اسلامي به سه معني آمده 28
- مصرف خراج 30
- هدف علي از بدست گرفتن حكومت 31
- اعلام برنامه حكومت 32
- برنامه اصلاحي كامل علي در بيتالمال 34
- توزيع بيتالمال بر اساس مساوات 35
- تقسيم بيتالمال بطور مساوي از ديدگاه فقه اسلامي 36
- شيوه علي در تقسيم بيتالمال 39
- اشاره 39
- عكس العمل مخالفان و پاسخ علي 43
- سخن جرج جرداق در اين باره 45
- داستان آهن گداخته 46
- خطر سوء استفاده از بيتالمال و شيوه و روش رهبران الهي 49
- آغاز سوء استفادهها از بيتالمال 50
- موارد استعمال «اتراف» و «اسراف» در قرآن و روايات 52
- لغت اسراف و اتراف 52
- كارشكني مترفين در برابر پيامبران 53
- نهجالبلاغه و مترفين 54
- مسرفين از نظر پيامبر اسلام 55
- اسراف و اتراف مقدمه سقوط ملتهاست 55
- علت سقوط فرانسه 58
- آمار مالياتها 59
- صورت ماليات دوره عباسي (زمان مامون) 60
- صورت ماليات ممالك غربي (زمان معتصم) 61
- صورت ماليات زمان معتصم (ممالك شرقي) 61
- ثروتهاي خلفا 62
- غلول 66
- پاسداران بيتالمال 67
- تجمل در لباس 69
- اسراف در تجمل 69
- تفنن در خوراك 72
- تجمل در اثاث و جواهرات 75
- وضع اقتصادي مردم 81
- اشاره 81
- چپاول سرسام آور شاه مخلوع در بيتالمال 86
- توجه به روش پيامبران و رهبران واقعي اسلام 87
- نگاهي به روش پيامبران و رهبران واقعي اسلام 87
- شرح واژهها 94
- فاطمه و حكومت پدر 95
- لباس پيامبر 97
- علي در برابر يك ثروتمند 99
- عواقب شوم اجتماعي اسراف 101
- كنيزان و غلامان خلفا 102
- تعداد كنيزان و غلامان خلفا 105
- اشاره 107
- قدرت كنيزان 107
- خليفه در سوگ كنيزك جان ميسپارد 109
- به خاطر كربلا رفتن كنيزك قبر امام حسين را شخم كرد 110
- بهاي كنيزان 112
- خواجگان 115
- خواجگاني در لباس زنانه 117
- عكس العمل آگاهان 133
- پاورقي 136
خليفه در سوگ كنيزك جان ميسپارد
جرجي زيدان دربارهي يزيد بن عبدالملك مينويسد: «از خلفاي هرزه اموي يزيد بن عبدالملك است كه در سال 105 در گذشت و او را خليفه هرزه ميخواندند. يزيد بعد از عمر بن عبدالعزيز خليفه شد و به راهي بر خلاف وي رهسپار شد، از ميان زنان حرمسرا به دو كنيزك يكي سلامه و ديگري حبابه متوجه و تمام اوقات خود را با آنان ميگذرانيد. روزي حبابه اين شعر را براي وي خواند.
ترجمه شعر:
«ميان استخوانهاي سينه و گلو آتش عشق چنان افروخته شده كه با هيچ چيز آرام نميگيرد و خنك نميشود».
يزيد از شنيدن اين شعر چنان به هيجان آمد كه فرياد كنان به خيال پرواز افتاد، حبابه گفت نكن، ما به تو كار داريم اي اميرمومنان، يزيد گفت نه، نه به خدا سوگند الان پرواز ميكنم، حبابه گفت: مملكت را به دست كه سپاري؟
«يزيد دست حبابه را بوسيد گفت: ملت اسلام و مملكت اسلام را به تو تفويض ميكنم». روزي يزيد با حبابه براي گردش به اطراف رود اردن حركت كرد و همينكه در بزم باده گساري نشستند و هر دو از باده ناب سرمست شدند يزيد روي مستي حبه انگوري به طرف حبابه پرت كرد، دانه انگور در گلوي حبابه ماند و او را خفه كرد. يزيد سه روز تمام لاشه حبابه را بغل گرفته ميبوسيد و گريه ميكرد.