بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه صفحه 7

صفحه 7

القاسيه»

كه معني آن چنين است:

«طبيبي است كه بوسيله طب و معالجه خويش همواره گردش مي‌كند و مرهمهايش را محكم و آماده كرده است (و از روي حكمت تهيه كرده و بكار مي‌برد) و ابزارهاي داغ كردن خيوش را سر كرده و تافته است. هر جا كه لازم باشد مرهمها و ابزارهاي داغ كردن را به روي آن مي‌گذارد كه از آن جمله است دلهاي كور و گوشهاي كر و زبانهاي گنگ و بسته- اين طبيب روحاني به وسيله دوا و معالجه خود بيماري‌هاي زير را دنبال كرده و معالجه مي‌كند. جايگاههاي غفلت و منابع حيرت- كه صاحبان آنها از روشنيها و انواع حكمتها نور نگرفته و از آتشزنه‌هاي علوم و معارف درخشان افروخته نشده‌اند- پس آنان مانند چهار پاياني هستند كه مشغول چرا هستند يا همچون سنگهاي سخت غير قابل نفوذ هستند.»

با دقت در اين گفتار شيوا و محكم نكاتي چند نهفته است كه لازم است به آنها بيشتر توجه شود به قرار زير:

يك طبيب كه به احتمال قوي اگر به جملات پيشين آن بر گردد مقصود حضرت رسول (ص) است و اگر به عقيده اكثر مفسرين توجه كنيم به خود امام برمي‌گردد، دائما با طب خويش در گردش است و خود به سراغ بيماران و دردمندان مي‌رود- به قول «ابن ابي الحديد» چون هر طبيب دوره گرد داراي تجربه‌اي بيشتر است صفه «دوار» را براي طبيب برگزيده و يا اينكه چون طبق روايت «ان الصالحين يدورون علي مرضي القلوب فيعا لجونهم» (يعني نيكان دور مي‌گردند تا بيماران دل را شناخته و آنها را درمان كنند) هر طبيب دل بايد دوار باشد و دائما در گردش و گفته شده است كه حضرت مسيح فرموده طبيب بايد نزد بيمارش برود- و اين نشان دهنده آن است كه هميشه بيار نبايد نزد پزشك برود بلكه طبيب دل بايد خود در جستجوي دردمندان و صاحبان درد دل باشد و آنها را يافته تحت مداواي خويش قرار دهد و اين عمل را در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه