الهیات در نهج‌البلاغه صفحه 97

صفحه 97

بنابراين كه مراد از خلق در «بخلقه» در اين دو جمله مخلوق باشد و حتي مثل اين جمله: «فطر الخلائق بقدرته» [127] اگر چه شايد اصل نظر به مطلب ديگر باشد ولي بطور كلي از الفاظ خلق و خلايق و خليقه و مخلوق و ساير مشتقات اين ماده برهان خلق و اثبات خالق استفاده مي‌شود و اصل مطلب كه عالم و تمام اجزاء آن مخلوق است در اين جمله‌ها يك امر بديهي و غير قابل انكار شمرده شده است. بنابراين خالقي و آفريننده‌اي هم غير از خدا ندارند و عالم را به غير او نسبت دادن و خلق غير او شمردن معني ندارد و اگر از كسي كه خالقيت خدا را انكار كند بپرسند كه پس تو بگو خالق خلايق كيست؟ جوابي ندارد غير از اينكه بگويد: «خدا» چنانكه خدا در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

«و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض ليقولن الله». [128].

خلاصه اين سخن اينكه همانطور كه مردم وقتي صنعتي و اختراعي را ببينند بر چهار صنفند:

يك صنف فقط صنعت را مي‌بينند و از وصف صنعت بودن آن غافلند مثل كسي كه لباس و غذاي پخته شده و كتاب و فرش و تلفن و چيزهاي ديگر را مي‌بيند اما از اينكه پارچه لباس بافته شده و دوخته شده و كتاب نوشته شده و تلفن ساخته شده غفلت دارد. اين گونه افراد اگر چه بسيارند ولي تا كسي آنان را متوجه نكند ملتفت نمي‌شوند و هيچ گونه لجاج و اصراري بر انكار اظهار نمي‌نمايند.

صنف ديگر افرادي هستند كه اول صنعت را مي‌بينند و پس از آن صانع را.

برخي هم صنعت و صانع را با هم مي‌بينند چون ديد واقعي صنعت به وصف صنعت از ديد صانع جدا نيست.

و بعضي صانع را مي‌بينند و به غير او توجه ندارند مثل كسي كه در آينه مي‌بيند و به وجود آينه التفات ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه