حدیث بندگی صفحه 209

صفحه 209

پادشاه شهر خود هراسن شد و فرار کرد و به کافری پناه برد کافر او را پناه داد و به میهمانی پذیرفت.

هنگام مرگش که رسید به او خطاب شد به عزت و جلالم اگر در بهشت جایی برای مثل تو بود تو را داخل بهشت می کردم و لیکن آنجا حرام است بر کسی که با کفر از دنیا رود. اکنون ای آتش او را بترسان ولی نیازار امام علیه السلام فرمود خوراکش را در شبانه روز می آورند.

راوی پرسید آیا از بهشت برایش می آورند؟ فرمود از جایی که خداوند بخواهد. (1) فیض کاشانی رحمت الله علیه چنین سرودهاست

ایستادن نفسی نزد مسیحا نفسی***به ز صد سال نماز است به پایان بردن

یک طواف سر کوی ولی حق کردن***به ز صد حج قبولست به دیون بردن

تا توانی ز کسی بار گرانی برهان***به ز صد نافه حمر است به قربان بردن

یک گرسته به طعامی بنوازی روزی ***به ز صوم رمضان است به شعبان بردن

یک جو از دوش مدین دین اگر برداری***به صد خرمن طاعات بدیان بردن

به ز ازادی صد بنده فرمان بردار***حاجت مومن محتاج به احسان بردن

ملاحظه فرمودید حاجات برادران مومن منحصر به خدمات مالی نبود بلکه بخش زیادی از آنها جنبه اخلاقی و معنوی داشت که باید نسبت به آنها حساس باشیم و در خیر رساندن به ایشان قصور نکنیم

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمود: من تعجب می کنم از کسی که برادر دینی او از او کمک می طلبد ولی او امتناع می ورزد از اینکه حاجتش را برآورد و خودش را لایق انجام کار خیر نمی بیند آیا اینجا جای امیدواری به ثواب و نگرانی از عقاب نیست؟! اَفَتَزهَدُونَ فِی مَکارِمِ الاَخلاقِ آیا در کسب مکارم اخلاق هم زهد می ورزید؟! (2)


1- بحار ج16ص81
2- غرر الحکم ص496
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه