حدیث بندگی صفحه 506

صفحه 506

امام علیه السلام فرمود: نگران نباش من آن را می پردازم اسامه گفت می ترسم اجل مهلتم ندهد فرمود مطمئن باش که تو زنده هستی و من قرض تو را خواهم داد راوی میگوید امام علیها السلام قبل از مرگ اسامه تمام قرض او را رد کرد. (1)

مردی از صحرانشینان عرب وارد مدینه شد و سراغ بهترین شخص را از جود و کرم گرفت به او گفتند گمشده ات حضرت حسین علیه السلام است. داخل مسجد شد وحضرت را در حال نماز مشاهده کرد در کنار امام علیه السلام قرار گرفت و نیاز خود را در چند بیعت شعر بیان کرد.امام حسین علیه السلام از مسجد به خانه آمد و به قنبر فرمود: آیا ازمال حجاز چیزی باقی مانده؟ عرض کرد بله چهار هزار دینار امام علیه السلام فرمود همه را بیاور کسی هست که از ما سزاوارتر است و به آن محتاج می باشد حضرت حسین علیه السلام درب خانه را نیمه باز کرد و پول ها را به اعرابی داد و بی شک منظور آن بزرگوار از این عمل آن بود که چشم اعرابی به چشم او نیفتد و خجالت نکشد اعرابی پول ها را گرفت و گریه کرد و گفت مگر کم عطا کردی که چنین میکنی می گریم که چگونه این دست های پربرکت و بخشنده زیر خاک خواهد رفت. (2)

امام سجاد علیه السلام می فرمود:

اِنّی لَاَستَحیِی مِنَ اللهِ اَن اَساَلُ لِاَمنِ مِن اِخوانِی الجَنَّهِ وَ اَبخَلُ عَلَیهِ بِالدُّنیا فَاِذاَ کانَ یَومُ القِیامَهِ قِیلِ لِی لَو کانَتِ الجَّنَهُ بِیَدِکَ لَکُنت بِها اَبخَلُ (3)

من از خداوند تبارک و تعالی حیا می کنم که برای برادران ایمانی خود طلب بهشت را بکنم اما در کمک کردن به آنها در امور دنیا و مادی بخل ورزم. و در روز قیامت به من بگویند که اگر بهشت در اختیار تو بود بخل بیشتری به خرج می دادی.

کمیت شاعر مدح امام سجاد علیه السلام را کرد و بعد گفت من مدح شم را می کنم به این امید که وسیله ای شوید نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم تا در روز قیامت از من شفاعت فرماید. آنگاه


1- بحار الانوار ج44ص189
2- بحارالانوار ج44ص190
3- احقاق الحق ج12ص56
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه