حدیث بندگی صفحه 65

صفحه 65

نشست که اگر حرف می زد سخنش را می شنیدم طولی نکشید که یکی از دوستان وی نیز وارد مسجد شد و آمد و نزد او نشست.

ابن ابی العوجاء آغاز سخن نمود و در مورد بزرگی و عظمت پیامبر اسلام جملاتی چند گفت سپس رفیقش رشته کلام را به دست گرفت و رسول اکرم را فیلسوفی دانا و توانا خواند که عقلا را مبهوت و مجذوب خود ساخت دعوتش را اجابت کردند و از پی آنان مردم نیز دیگر به وی گرویدند و آئینش را پذیرفتند.

ابن ابی العوجاء گفت: سخن رسول اکرم را واگذار که عقل من در کار او حیران است سپس جهان را به میان کشید و اظهار کرد عالم ازلی و ابدی است همیشه بوده و همیشه خواهد بود و صانع مدبری آنرا نیافریده است.

سخنان ابن ابی العوجاء عنان صبر را از کف مفضل ربود او را سخت ناراحت و خشمگین ساخت و با تندی گفت: ای دشمن خدا دین الهی را نفی می کنی؟ آفریدگار جهان را انکار می نمایی؟ و ایات حکیمانه او را که حتی در ساختمان خودت وجود دارد نادیده می گیری؟

ابن ابی العوجاء در پاسخ گفت اگر اهل بحث و کلام هستی با تو سخن می گویم و در صورتی که دلیل محکمی بر ادعای خود بیاوری می پذیریم. اگر اهل بحث و استدلال نیستی با تو سخنی ندارم و اگر از اصحاب حضرت جعفر بن محمد هستی او با ما این چنین حرف نمی زند و همانند تو بحث نمی کند.

امام تو بیشتر از آنچه تو شنیدی سخنان ما را شنیده است و هرگز با کلام زشت با ما سخن نگفته است و در پاسخ ما از مرز اخلاق و ادب تجاوز نکرده است او مردی است بردبار سنگین عاقل و کامل. در بحث و گفتگو خود را گم نمی کند و دچار اضطراب نمی شود گفته های ما را با توجه کامل گوش می دهد و از دلایلی که اقامه می کنیم به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه