حدیث بندگی صفحه 776

صفحه 776

أَنْ موسی بْنِ عِمْرَانَ قَالَ یَا رَبِّ أَیْنَ صَدِیقِی فُلَانٌ الشَّهِیدُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَیْ فِی النَّارِ قَالَ أَلَیْسَ قَدْ وُعِدْتُ الشُّهَدَاءَ الجنه قَالَ بَلِیَ وَ لکن کان مِصْرًا عَلِیِّ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ أَنَا لَا أَقْبَلُ مَعَ الْعُقُوقِ عَمَلًا (1)

موسی بن عمران به پروردگار عرض کرد آن رفیق من که شهید شد حالش چگونه است؟

خطاب رسید او در جهنم است عرض کرد پروردگارا مگر شهید را وعده بهشت نداده ای فرمود چرا ولی او اصرار داشت به آزردن پدر و مادر و من عمل کسی را که بر پدر و مادر ستم روا دارد قبول نمی کنم.

در عوض احسان و اطاعت پدر و مادر در غیر معصیت خدا آنچنان کارساز و نور آفرین است که مثل پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را مشتاق دیدار شخص محسن و خدمتگذار والدین می کند.

اویس شتربانی می کرد و از اجرت آن مخارج مادر خود را می داد یک روز از مادر اجازه خواست که برای دیدار و ملاقات با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه رود مادرش گفت اجازه می دهم به شرط آنکه بیش از نصف روز در مدینه توقف نکنی اویس حرکت کرد وقتی به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم رسید اتفاقا آن بزرگوار تشریف نداشتند ناچار اویس بعد از یکی دو ساعت توقف پیامبر را ندیده مراجعت کرد.

رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به خانه آمدند. پرسیدند این نور کیست که در این خانه تابیده گفتند شتربانی که اویس نام داشت به اینجا آمد و بازگشت فرمود آری اویس در خانه ما این نور را هدیه گذاشت و رفت آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره اش فرمود:

یَفُوحُ رَوَائِحَ الجنه مِنْ قَبْلَ الْقَرْنُ وَ اشوقاه الیک یَا أُوَیْسُ الْقَرْنِ(2)

نسیم بهشت از جانب یمن و قرن می وزد چه بسیار مشتاقم به دیدارت ای اویس قرنی.

جهان کودکی را کند ارجمند***ز پستی رساند به جای بلند.


1- لباب الالباب راوندی ص 302
2- منتهی الامال ج1ص142
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه