- پیشگفتار 1
- عکس 3
- برای حل مشکلات بشریت 4
- راه محبت 5
- صحیفه مهدویه 6
- نام و یاد خدا 7
- دعا راهی به سوی خدا 7
- هم نشینی با خدا 8
- سرمایه امید 10
- راه امید 11
- عکس 13
- یأس و ناامیدی ممنوع! 15
- از بدترین گناهان 16
- بزرگترین دام شیطان 17
- بهترین حافظ 18
- امید در شدت بلا 19
- امید و انس با خدا 21
- شکوه از خدا 22
- سپاس از خدا در فرهنگ کربلا 23
- شکایت به خدا 24
- در چنگ دیو نفس 25
- پایان فراق 26
- تبرک و توسل 27
- توسل حضرت یوسف علیه السلام 28
- امید پایدار زلیخا 29
- نخستین آفرینش 32
- پذیرش توبه حضرت آدم علیه السلام 33
- عکس 35
- حرکت در بیم و امید 37
- وساطت برای توبه ابلیس 39
- خسارت های عمدی 40
- ناله های شیطان 41
- بی رغبتی دوستان اهل بیت علیهم السلام به گناه 42
- چکیده گفتار 43
- عکس 46
- رحمت الهی در امید و آرزو 48
- حضرت عیسی علیه السلام و پیرمرد 49
- بصیرت شخصی 51
- فرشته امید 52
- منفی گرایی 54
- وعده های شیطان 55
- آرزوهای دنیوی و اخروی 56
- تأمل در دعاها 57
- تنگنای آرزوها 58
- توجه به داده ها 59
- عکس 61
- دو کلمه گفت و گو با خدا 62
- جایی که بیشتر باید امید داشت 63
- داستان موسی علیه السلام 64
- دم رحمانی 66
- حضرت موسی علیه السلام در بحران 67
- موسی علیه السلام در وادی ایمن 68
- ملک سلیمان 69
- مورچه ای که سلیمان را نصیحت کرد! 70
- ملکی بر باد! 72
- ملکه سبا همسر سلیمان می شود! 73
- امیدواری به خدا 74
- ساحران فرعون اهل ایمان می شوند! 75
- برون رفت از حق الناس 77
- حلالیت طلبی و گذشت 79
- چکیده گفتار 80
- عکس 82
- تکیه به خدا در بحران ها 84
- امیدوار کننده ترین آیه 85
- شست و شوی دل و جان 86
- بهشت اجباری 87
- کمک گرفتن از نماز 91
- ادای حقوق دیگران 92
- حلالیت طلبیدن 93
- راه رهایی از حق الناس 94
- راه بندان های معنوی 95
- چکیده گفتار 97
- عکس 98
- درک معنای شرک 100
- بازگشت به سوی خدا 102
- خدا همه گناهان را می آمرزدا 103
- شفاعت؛ والاترین امید 104
- فتح مکه و عفو پیامبر صل الله علیه و آله و سلم 105
- همان سخنی را که یوسف به برادرانش گفت! 106
- آمرزش ممنوع! 107
- جام محبت 108
- بگذر تا خدا بگذرد! 109
- خود شکنی 109
- عذر پذیری 110
- مراقبت از خویش 111
- محرومیت از رحمت و شفاعت 114
- ابوضمضم 115
- تلاش برای صلح و آشتی 116
- عکس 118
- نویدبخش ترین آیه 120
- بازتاب گناه 121
- اصرار بر بدی 123
- معامله با خدا 124
- توبه ای که پذیرفته نمی شود! 124
- تبادل گناه و ثواب 125
- رعایت عدالت در احقاق حق 126
- به خشم در آوردن شیطان 127
- تحمل و رشد 127
- حلالیت طلبی 128
- بیان گناه 129
- پرسش از گناه ممنوع! 130
- توبه، بهتر از اقامه حد 130
- چگونه حلالیت بطلبیم 131
- بخشش یا حق خواهی! 132
- طلب از خدا 133
- عفو و قرب الهی 135
- به دنبال اصلاح اخلاق 136
- عکس 138
- نور محشر 140
- حساب کشی از خود 141
- عبادتی بزرگ 142
- فرار از ستم 144
- توجه به حق الناس 145
- شهیدی دم در بهشت زندانی شد! 146
- اصلاح رفتار 148
- توبه و جبران حقوق 149
- فضیل بن عیاض 151
- عکس 153
هم پیغمبری مثل موسی کلیم الله، پیغمبر مرسل.
بعد هم فرشته ها به مدد همسر ایشان آمدند و بحمد الله مشکل همسرش ایشان حل شد. ولی مدال بزرگ کلیمی و نبوت به ایشان داده شد. در این بحرانی که همه درها بسته است، اصلا فکر آن را هم نمی کرد، خدا او را پیغمبر مرسل قرار داد.
ملک سلیمان
نمونه دومی که امیر المؤمنین علیه السلام بیان می کنند، داستان قرآنی ملکه سباست.
و خرجت ملکه سبا فاسلمت مع سلیمان علیه السلام: ملکه سبا برای ستیز با سلیمان بیرون شد و سپس همراه سلیمان علیه السلام مسلمان شد.
بلقیس پادشاه کشوری بود. مردم آن کشور خورشید را پرستش می کردند، کافر بودند. پرنده ها و حیوانات همه در اختیار حضرت سلیمان علیه السلام بودند. حضرت سلیمان علیه السلام یک وقت دید از هدهد خبری نیست. ناراحت شد. گفت: چرا هدهد بدون اجازه من رفته است و جای او خالی است. اگر برگردد یا او را توبیخ می کنم، یا او را عذاب می کنم. مگر این که عذر موجهی بیاورد.
هدهد بعد از مدتی برگشت. به او خطاب شد: چرا بدون اجازه من رفتی؟ چون همه حیوانات و جن و انس و شیاطین در اختیار سلیمان پیغمبر و در تسخیر او بودند و بدون اجازه او نباید کاری می کردند. هدهد جمله عجیبی دارد. گفت: