- سرآغاز 1
- مقدمه 1
- پیش گفتار 2
- بخش یکم: بررسی حدیث منزلت 3
- نگاهی به حدیث منزلت 3
- حدیث منزلت در شأن امیر مؤمنان علی علیه السلام 4
- تلاش های سست و بی پایه در ردّ حدیث منزلت 9
- حدیث منزلت و تحریف واژگان آن 10
- اندیشه ای در سند این حدیث ساختگی 11
- تصریحاتی درباره این حدیث 13
- بخش دوم: نگاهی به حدیث مباهله 15
- از برتری های اهل بیت علیهم السلام 16
- حدیث مباهله پیامبر خدا به همراه اهل بیت 16
- راویان حدیث مباهله 19
- دقّت ها و تأمّلاتی درباره سند این حدیث ساختگی 22
- حدیث مباهله و تحریف واژگان آن 22
- بخش سوم: نگاهی به حدیث سروران اهل بهشت 25
- دو سرور جوانان اهل بهشت 25
- وارونه کردن این حدیث 29
- نگرشی کوتاه به سند این حدیث 32
- به روایت علی علیه السلام 33
- حدیث وارونه به روایت انس 38
- حدیث وارونه به روایت ابوجحیفه 39
- بررسی پایانی 39
- حدیث «سدّ الابواب» 40
- بخش چهارم: بررسی حدیث «سدّ الابواب» 40
- نگاهی به حدیث «سدّ الأبواب» 41
- حدیث وارونه به روایت بُخاری 45
- حدیث «سدّ الابواب» و تحریف واژگان آن 45
- حدیث وارونه به روایت مسلم 47
- تحریف حدیث وارونه توسّط بُخاری 48
- بررسی سند حدیث «دریچه» در صحیحین 49
- حدیث دریچه به روایت ابن عبّاس 50
- به روایت ابوسعید خُدری 51
- 1 . مالک بن انس 52
- اشاره 52
- بررسی راویان این حدیث 52
- 3 . فلیح بن سلیمان 54
- 2 . ابن ابی اویس 54
- اعترافی در جعل این حدیث 57
- احادیث ساختگی در شأن ابوبکر 57
- حدیث ساختگی در شأن عمر 61
- حدیث ساختگی در شأن عایشه 62
- فراخوان به تحقیق، پژوهش و حق گویی 63
- کتاب نامه 64
ذهبی درباره قزعه می گوید: او فرد معتبری نیست.
ابن حجر در ادامه می نویسد: ذهبی در شرح حال علی بن حسن بن علی بن زکریای شاعر، او را به جعل این حدیث متهم کرده است.2
سپس ابن حجر در شرح حال شاعر می گوید:
علی بن حسن بن علی بن زکریّای شاعر، از محمّد بن جریر طبری ـ در حدیثی که او متّهم به جعل آن است ـ چنین نقل کرده است که پیامبر فرمود: «نسبت ابوبکر به من، مانند نسبت هارون به موسی است»; ولی نباید این مرد را متّهم به این گناه نمود.
خطیب بغدادی در تاریخ بغداد می نویسد:
علی بن عبدالعزیز طاهری، از ابوالقاسم علی بن حسن بن علی بن زکریای شاعر، از ابو جعفر محمّد بن جریر طبری، از بُشر بن دحیه، از قزعه بن سوید، از ابن ابی مُلَیکه همین حدیثی که از ابن عباس نقل شده، نقل می نماید.
ابن حجر پس از نقل این حدیث می نویسد: من «بشر بن دحیه» را نمی شناسم; از این رو ممکن است همو جعل کننده این حدیث باشد... .3 1 . العلل المتناهیه: 1 / 199.
2 . لسان المیزان: 2 / 30 ـ 31.
3 . لسان المیزان: 4 / 259.