- سرآغاز 1
- بخش یکم: نگاهی به متن حدیث «سدّ الأبواب» 2
- به روایت ترمذی 3
- به روایت حاکم نیشابوری 4
- به روایت احمد بن حنبل 4
- به روایت نسائی 6
- بخش دوم: وارونه کردن «حدیث سدّ الأبواب» 7
- حدیث وارونه به روایت بُخاری 8
- حدیث وارونه به روایت مسلم 9
- تحریف حدیث وارونه توسّط بُخاری 10
- بررسی سند حدیث «دریچه» در صحیح بخاری و صحیح مسلم 11
- حدیث دریچه به روایت ابن عبّاس 12
- نگاهی کوتاه به شرح حال عِکْرَمه آزاد شده ابن عبّاس 13
- حدیث وارونه به روایت ابوسعید خُدری 15
- نگاهی به شرح حال مالک 15
- نگاهی کوتاه به شرح حال ابن ابی اویس 26
- شرح حال فلیح بن سلیمان 27
- بررسی سند حدیث تحریف شده 28
- افزودن جمله باطل به حدیث وارونه 30
- بخش سوم: عالمان اهل سنّت و استدلال به حدیث وارونه 31
- تشویش و پریشانی در بیان استدلال 36
- استدلال و استشهاد برخی به این حدیث ساختگی 37
- زیاده روی در تعصّب 39
- بخش چهارم: بررسی نظریه صحیح در حدیث «سدّ الأبواب» 41
- رد سخنان برخی توسط برخی دیگر 42
- سر در گمی در حل مشکل 48
- بررسی دیدگاه ابن روزبهان 49
- دیدگاه ابن روزبهان 49
- دیدگاه ابن کثیر 50
- بررسی و نقد دیدگاه ابن کثیر 51
- دیدگاه ابن حجر 52
- نقد دیدگاه ابن حجر عسقلانی 54
- نقد دیدگاه 60
- دیدگاه ابن عراق 64
- دیدگاه مبارکفوری 64
- نقد دیدگاه حلبی 65
- دیدگاه حلبی 65
- حقیقت امر در حدیث سدّ الأبواب 66
- کتاب نامه 68
خطیب بغدادی پس از نقل این حدیث ساختگی می گوید: این حدیث غلطی است و لیث، بخش نخست این را از یحیی بن سعید به صورت منقطع نقل کرده و همه حدیث را باز به صورت منقطع از معاویة بن صالح نقل کرده است.2
1 . حدیث منقطع: به حدیثی اطلاق می گردد که سلسله سند آن متصل نباشد یا یک راوی از سند آن افتاده باشد.
2 . اللآلی المصنوعه: 1 / 322.
بخش سوم: عالمان اهل سنّت و استدلال به حدیث وارونه
استدلال با واژگانی آشفته
استدلال با واژگانی آشفته بنابر پندار علمای اهل تسنّن، حدیث «دریچه» بیان گر فضیلت و برتری ابوبکر است، به ویژه این که بیشتر آن ها این حدیث را از دو کتاب صحیح بُخاری و مسلم نقل کرده اند; از این رو، این قضیّه را ویژگی و خصیصه ای برای ابوبکر و فضیلتی که بر امامت و جانشینی او دلالت می کند قرار داده و بدان استدلال کرده اند. اکنون اظهار نظرهای برخی از علمای اهل تسنّن را ملاحظه نمایید.
نوَوَی در ذیل این حدیث می گوید: در این حدیث فضیلت و ویژگی روشنی برای ابوبکر وجود دارد.1
ابن حجر عسقلانی در این باره به طور مفصّل سخن گفته و می نویسد: خطّابی، ابن بطّال و دیگران درباره این حدیث گفته اند: در این حدیث ویژگی روشنی برای ابوبکر وجود دارد و اشاره محکمی بر استحقاق وی برای خلافت و جانشینی است; به خصوص آن که ثابت شده که این قضیّه در واپسین لحظات زندگی پیامبر صلی اللّه علیه وآله رخ داده است; همان موقع که آن حضرت به مردم امر فرمود که کسی جز ابوبکر پیش نماز آنان نشود!
البتّه برخی از علما ادّعا کرده اند که واژه «در» کنایه از خلافت است و امر به بستن آن کنایه از طلب خلافت است; گویی آن حضرت فرموده است که هیچ فردی جز ابوبکر نباید خلافت را طلب کند; ولی برای ابوبکر در طلب آن باکی نیست(!)
ابن حبّان نیز بعد از آن که این حدیث را نقل کرده است، به همین مطلب تمایل یافته و می گوید: