نگاهی به حدیث سد الابواب صفحه 61

صفحه 61

و درباره نکته دوم نیز می گوییم: توجیه دیگر کلام ابن حجر چنین بود که داستان حدیث «إلاّ باب علی» بر داستان «حدیث خوخة» تقدّم زمانی بسیاری داشته است.

همان طوری که روشن شد، داستان حدیث «إلاّ باب علی علیه السلام» پیش از جنگ اُحد رخ داده است; ولی بنابر آن چه که ذکر کرده اند، داستان ابوبکر در دوران بیماری پیامبر صلی اللّه علیه وآله رخ داده است; همان بیماری که به رحلت آن حضرت بینجامید.

بنابراین در صورتی که پیامبر به بستن درها امر کرده بود، معنای امر او به بستن دریچه ها چیست؟! از این رو چاره ای نیست جز آن که ادّعا شود که مردم از امر پیامبر صلی اللّه علیه وآله درباره بستن درها اطاعت کردند; ولی دریچه هایی را ساختند تا راه ورودشان را به مسجد نزدیک کنند!

این توجیه ضعیف موجب شده است که ابن حجر با جمله «گویا آنان...» تردید و عدم اطمینان خود را درباره این مسئله ابراز کند.

اکنون این پژوهش و بررسی را از سه محور دیگر پی می گیریم:

1 . آیا به راستی عاقلانه است که پیامبر خدا صلی اللّه علیه وآله به بستن درها امر فرماید; آن گاه به ایجاد دریچه هایی که از طریق آن ها راه ورود به مسجد نزدیک می شود، اجازه دهد؟!

اگر از طریق دریچه های ساخته شده، می توان به مسجد راه یافت; پس دیگر بستن درها چه معنایی دارد؟!

2 . با توجه به متن های حدیث «سدّ الأبواب إلاّ باب علی» هیچ واژه ای نیست که نشان گر اجازه پیامبر خدا صلی اللّه علیه وآله برای ساختن دریچه باشد.

3 . احادیثی نقل شده که بر ممنوعیّت ساختن دریچه ها بعد از امر به بستن درها تصریح می کنند، در حدیثی آمده است که رسول خدا صلی اللّه علیه وآله فرمود:

سدّوا أبواب المسجد إلاّ باب علی;

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه