ایمان و کفر، ج 1، ص: 3 صفحه 370

صفحه 370

امام کاظم از پدرانش، علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله در هنگام مرگ عباس را دعوت کرد و با او خلوت نمود، و فرمود: یا ابا الفضل بدان که خداوند به من امر کرد که نخست خاندان خود و بعد همه مردم را به ولایت علی فراخوانم، اینک هر کس می خواهد کافر شود و هر کس می خواهد ایمان بیاورد.

ای أبو الفضل بار دیگر پیمان خود را برای اسلام تجدید کن، و حکومت را به صاحب خود بده، و مانند آنهائی که با زبان اظهار می دارند ولی در باطن قبول ندارند کسانی که مرا در باره خاندانم اذیت می کنند و از آن ها خود را جلو می اندازند و بر آنها حکومت می کنند و خود را بر آنها مسلط می سازند.

آنها می خواهند گروهی را که خداوند عزیز کرده ذلیل

کنند، و گروهی را عزت دهند که اهل عزت نمی باشند و به آنچه چشم دوخته اند و می خواهند خود را به آن برسانند شایستگی ندارند.

ای أبو الفضل خدای من از من پیمان گرفته که مطلبی را به انس و جن برسانم، و باید شاهدان آنها را به غائبان برسانند که علی را یاری کنند و از وی اطاعت نمایند و سخنان او را بپذیرند، و واجبات خداوند را انجام دهند، هر کس چنین کند به حقیقت ایمان رسیده است.

اما هر کس فرائض را انجام ندهد، خداوند اعمال او را بی اثر می کند و از کارهایش نتیجه نخواهد گرفت، او هنگامی که به حضور خداوند برسد برهانی نخواهد داشت، ای ابو الفضل در این باره چه می گوئی، گفت: یا رسول اللَّه گفته هایت را قبول می کنم و به آن چه فرمودی ایمان دارم و تسلیم شدم و شما هم بر این گواهی دهید.

28 دین مورد قبول خدا

1- عبد العظیم حسنی گوید: خدمت سید خود علی بن محمد علیهما السّلام رسیدم،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه