- جلد اول 1
- اشاره 1
- مقدمه مترجم 1
- آغاز تدوین حدیث 2
- ممانعت از نقل حدیث 3
- جعل احادیث و روایات 4
- تالیف کتب حدیث و سیره در میان اهل سنت 5
- تدوین حدیث در مذهب اهل بیت ع 7
- اشاره 7
- حدیث در عصر امیر المؤمنین ع 7
- 1- کتاب علی ع 12
- 3- مسافرت به یمن 13
- 2- جزوه در سنن و احکام 13
- 4- دستور العمل به محمد بن ابی بکر 14
- 6- تشکیل مجالس در مساجد 15
- 5- بخشنامه به فرمانداران و فرماندهان 15
- حضرت زهرا ع و تدوین حدیث 16
- حدیث در عصر امام حسن ع 17
- حدیث در زمان امام محمد باقر ع 18
- حدیث در عصر امام حسین ع 18
- حدیث در عصر امام سجاد ع 18
- حدیث در عصر امام صادق ع 18
- حدیث در عصر امام رضا ع 20
- حدیث در عصر امام کاظم ع 20
- حدیث در عصر غیبت صغری 21
- حدیث در زمان امام هادی ع 21
- حدیث در عصر امام عسکری ع 21
- حدیث در عصر امام جواد ع 21
- جمع آوری حدیث و تدوین آن 21
- مراکز حدیثی شیعه 23
- 1- مدینه منوره 23
- اشاره 23
- 2- کوفه 24
- 3- قم 25
- 5- خراسان 26
- 4- بغداد 26
- 6- ری 27
- در فضیلت علم حدیث 28
- مؤلفان کتب حدیث 30
- اشاره 30
- 1- سلیم بن قیس هلالی 30
- 2- زید زراد 31
- 4- عاصم بن حمید حناط 31
- 5- زید نرسی 31
- 3- عباد عصفری ابو سعید 31
- 8- جعفر بن محمد قرشی 32
- 6- جعفر بن محمد حضرمی 32
- 9- عبد الملک بن حکیم 32
- 7- محمد بن مثنی حضرمی 32
- 11- علی بن جعفر ع 33
- 13- حسین بن عثمان 33
- 12- خلاد سندی 33
- 10- مثنی بن ولید حناط 33
- 20- عبد الله بن جعفر حمیری 34
- 22- محمد بن محمد بن اشعث 34
- 19- درست بن ابی منصور 34
- 16- علی بن اسباط 34
- 17- عبد الله بن جبر 34
- 14- عبد الله بن یحیی کاهلی 34
- 23- حسین بن سعید اهوازی 34
- 18- علاء بن رزین 34
- 15- سلام بن ابی عمره 34
- 21- احمد بن محمد برقی قمی 34
- 25- علی بن ابراهیم قمی 35
- 26- ابراهیم بن محمد ثقفی 35
- 24- فرات بن ابراهیم کوفی 35
- 28- محمد بن علی بن بابویه 36
- 27- محمد بن یعقوب کلینی 36
- 30- جعفر بن محمد بن قولویه 37
- 31- علی بن محمد خزاز قمی 37
- 29- حسین بن بسطام 37
- 37- محمد بن محمد بن نعمان 38
- 40- حسن بن محمد طوسی 38
- 38- محمد بن حسین موسوی 38
- 35- محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی 38
- 34- محمد بن مسعود عیاشی 38
- 32- محمد بن ابراهیم نعمانی 38
- 33- حسن بن علی حرانی 38
- 39- محمد بن حسن ابو جعفر طوسی 38
- 36- محمد بن جریر طبری 38
- 42- عبد الواحد آمدی 39
- 43- محمد بن ادریس حلی 39
- 41- احمد بن علی نجاشی 39
- 45- محمد بن محمد طبری 40
- 46- محمد بن جعفر مشهدی 40
- 44- فضل الله بن علی راوندی 40
- 50- محمد بن علی بن شهر آشوب 41
- 48- قطب الدین کیذری بیهقی 41
- 47- سعید بن هبه الله راوندی 41
- 49- محمد بن حسن نیشابوری 41
- 52- حسن بن فضل طبرسی 42
- 51- فضل بن حسن طبرسی 42
- 53- علی بن حسن بن فضل طبرسی 42
- 54- محمد بن علی بن حمزه طوسی 43
- 57- ورام بن ابی فراس 43
- 55- یحیی بن حسن حلی 43
- 56- احمد بن علی طبرسی 43
- 58- علی بن عیسی اربلی 44
- 61- عبد الکریم بن طاوس 44
- 59- علی بن طاوس 44
- 63- حسن بن سدید الدین علامه حلی 44
- 60- شاذان بن جبرئیل 44
- 62- محمد بن مکی عاملی 44
- 64- حسن بن ابی الحسن دیلمی 45
- 65- رجب بن محمد برسی 45
- 69- ابن فهد حلی 46
- 67- علی بن محمد بیاضی 46
- 66- محمد بن علی احسائی 46
- 68- ابراهیم بن علی کفعمی 46
- 71- محمد بن مرتضی فیض کاشانی 47
- 70- محمد بن حسین عاملی 47
- اشاره 48
- 73- علامه مجلسی مؤلف بحار الان 48
- 72- محمد بن حسن حر عاملی 48
- ولادت علامه مجلسی 48
- اساتید و شاگردان علامه مجلسی 49
- آثار علمی علامه مجلسی 49
- تحصیلات علامه مجلسی 49
- وفات علامه مجلسی 50
- سخنی در باره بحار الانوار 50
- ترجمه مجلد پانزدهم بحار الانوار 51
- مسافرت به هندوستان 51
- 1 در فضیلت ایمان 53
- 2 خلقت مؤمن از نور خدا 62
- 3 ریشه و سرشت مؤمن 63
- 4 تفسیر فِطْرَتَ اللَّهِ و صِبْغَهَ اللَّه 76
- 5 رفع بلیّات بوسیله مؤمن 77
- 6 حقوق مؤمن 78
- 7 خوشنودی از نعمت ایمان 79
- 8 قلت تعداد مؤمنان 81
- 9 مراتب مردم در ایمان 84
- 10 بیعت و چگونگی آن 88
- 11 مؤمن بر دو قسم است 91
- 12 گرفتاری های مؤمن 93
- 13 بخشودگی مؤمن 116
- 14 نشانه های مؤمن و صفات او 116
- 15 در فضائل شیعیان 150
- 16 شیعیان و دین خدا 206
- 17 در فضیلت رفض، 214
- 18 گذشت از شیعیان و شفاعت از آنان 216
- 19 صفات شیعیان، 255
- 20 عدم تعجیل در باره شیعیان 291
- 21 مجالست با مخالفان و مشرکان 292
- 22 ایمان به دین حق و اعطاء تشیع 293
- 23 سلامتی و توانگری در دین است 296
- 24 فرق بین اسلام و ایمان 299
- 25 تعریف اسلام 333
- 26 احکام و شرایع 334
- 27 پایه های اسلام و ایمان 336
- 28 دین مورد قبول خدا 370
- 29 پایین ترین درجه ایمان 382
- 30 ارتباط ایمان و عمل 384
- 31 آلوده شدن ایمان به ظلم 416
- 32 درجات ایمان 418
- 33 آرامش مؤمن 427
- 34 ایمان ثابت و ناپایدار 435
- 35 باز نداشتن مؤمن از گناه 440
- 36 دوستی و دشمنی برای خداوند 440
- 37 صفات بندگان نیک 449
- 38 مکارم اخلاق و رستگاری 473
- 39 در عدالت 519
- 41 منجیات و مهلکات 522
- 40 کمال انسان و جوانمردی او 522
- 42 در ستایش چهره های نیک 523
- 43 در محبت خداوند متعال 528
- 44 در صلاح و فساد قلب 540
- 45 در مراتب نفس و صفات آن 551
- 46 در ترک شهوات و هوس ها 560
- 47 در اطاعت خدا و رسول و امامان 563
- 48 در اظهار حق و ترک باطل 566
- 49 در انس به خدا و عزلت از مردم 567
- 51 ترک رهبانیت و سیاحت 570
- 50 بی هوشی هنگام قرائت قرآن 570
- 52 در یقین و صبر 585
احادیث از همین جا ناشی شده و ضبط آنها متفاوت انجام گرفته است.
ابن سعد در طبقات گوید: نخستین کسی که تصمیم گرفت کتابی در حدیث و سیره تالیف کند، مروان بن حکم بود، او دستور داد اخبار رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله را که غیر از طریق ابو هریره بود تدوین کنند، از این روایت معلوم می گردد که تا آن روز فقط اخبار ابو هریره در میان مردم بوده است و از سایر صحابه حدیثی نبوده.
بعد از آن فرزندش عبد العزیز بن مروان به کثیر بن مره حضرمی دستور داد نام کسانی را که در جنگ بدر شرکت داشتند بنویسد، او هم هفتاد نفر از شرکت کنندگان بدر را در آن کتاب نوشت و بعد از آن عمر بن عبد العزیز هنگامی که به خلافت رسید فرمانی صادر نمود تا اخبار و احادیث رسول اکرم را جمع آوری کنند و در کتابی ثبت نمایند.
با این روایات معلوم
می گردد که تدوین حدیث و سیره از اواخر قرن اول هجری آغاز شده است، زبیر بن بکار در موفقیات گوید: سلیمان بن عبد الملک در سال 82 هجری هنگامی که ولیعهد بود، وارد مدینه شد، او در مدینه از همه مساجد و مشاهد دیدن کرد و با گروهی از بزرگان در مدینه ملاقات نمود.
یکی از کسانی که در مدینه با سلیمان ملاقات کرد ابان بن عثمان بود، او در مسجد قبا با سلیمان بن عبد الملک گفتگو کرد، سلیمان به او گفت: شما سیره پیامبر را بنویسید، ابان گفت من سیره او را نوشته ام و اینک در اختیار شما قرار می دهم. سلیمان کتاب سیره را از ابان گرفت و آن را مورد مطالعه قرار داد.
سلیمان کتاب را مطالعه کرد و موضوعات آن را بدقت بررسی نمود و بعد گفت: شما در این جا از انصار بسیار سخن گفته اید، و از فضائل و مناقب آنان در اینجا آورده اید و از ما چیزی در این کتاب نیست، ابان گفت: ای امیر من در این جا مطالب واقعی را آورده و هر چه حق بوده نوشته ام.
سلیمان گفت: من این کتاب را به پدرم نمی دهم و بعد کتاب ابان را آتش زدند تا در دست مردم قرار نگیرد، سلیمان از مدینه به شام مراجعت کرد و جریان کتاب ابان را برای پدرش عبد الملک نقل نمود، عبد الملک گفت: کتابی که برای