ایمان و کفر، ج 1، ص: 3 صفحه 83

صفحه 83

من فورا از الاغ پائین آمدم و سوار استر شدم و امام هم سوار الاغ شدند و بطرف مقصد حرکت کردیم، همچنان به راه ادامه دادیم تا هنگام نماز فرا رسید، امام علیه السّلام فرمود: ای سدیر پائین شویم و نماز بگذاریم، بعد فرمودند اینجا زمین شوره زار است نماز در آن جایز نیست از آنجا گذشتیم تا به زمین سرخ رنگی رسیدیم.

در این هنگام امام صادق متوجه کودکی شد که در آنجا تعدادی بزغاله می چراند فرمود: ای سدیر اگر من به اندازه این بزغاله ها یاور داشتم در خانه خود قرار نمی گرفتم، ما در اینجا فرود آمدیم و نماز گزاردیم، هنگامی که از نماز فارغ شدیم متوجه بزغاله ها شدم و آنها را شمارش کردم و آنها هفت عدد بودند.

7- سماعه بن مهران گوید: بنده صالح به من گفت: ای سماعه آنها در بستر خود آرام گرفتند و مرا ترسانیدند و موجب ترس مرا فراهم کردند، به خداوند سوگند بر این جهان روزی گذشته که در آن فقط یک نفر خداوند را عبادت می کرد و اگر جز او دیگری هم خدا را پرستش می کرد پروردگار نام او را می برد.

در قرآن مجید می فرماید: ابراهیم یک امت بود که خدا را عبادت می نمود و از مشرکان دوری می کرد، و او به همین تنهائی صبر کرد تا هنگامی که اسماعیل پیدا شد و بعد اسحاق متولد گردید و آن سه نفر با هم انس گرفتند.

به خداوند سوگند مؤمنان بسیار اندکند و کافران بسیار

می باشند، می دانی برای چه این چنین است گفتم نمی دانم قربانت شوم، فرمود: مؤمنان با آنها ارتباط برقرار می کنند و با آنان مأنوس می شوند و اسرار خود را با آنها در میان می گذارند تا در کنار آنها با آرامش زندگی کنند و استراحت نمایند.

8- حمران بن اعین گوید: به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم قربانت کردم چرا تعداد ما مؤمنین کم است و اگر گوسفندی را جلو ما بگذارند او را تمام نمی کنیم، امام علیه السّلام فرمود: آیا به شگفت تر از این شما را خبر ندهم، مهاجرین و انصار همه رفتند و فقط سه نفر ماندند گفتم پس عمار کجا بود فرمود: خداوند عمار را رحمت کند او بیعت کرد و به شهادت رسید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه